يك خاطره از يك گل سرخ سربداربرگرفته از فیسبوک خانواده وی: گل سرخى كه بارها و بارها سنگ مزارش را شكسته اند

هشتم مرداد شصت وهفت سالگرد شهادت يكى از ستارگان كهكشان راه آزادى مردم ميهنمان به چنگال خونخوارترين فرد تاريخ بشريت خمينى ملعون است . به لحاظ نسبتى كه با او دارم خاطره اى از او دارم و برايم فراموش نشدنى است كه با اين زمان بى مناسبت نمى بينم
در سال ١٣٥٩ عباس در حين فعاليتهاى محوله انقلابى اش دستگير شد ، خانواده از دستگيرى و آنكه چه اتفاقى براى او پيش آمده بود هيچگونه اطلاعى نداشتند و بر اين اساس وقتى شب به منزل باز نگشت خانواده نگران شده وتمامى بيمارستانها و مراكز سركوب رژيم كه در شعاع مناسبى از منزل قرار داشت را جستجو و پرس و جو كردند و حتى به كميته اى كه او را دستگير كرده و آنجا در بازداشت بود مستقر در محل سينما نپتون سابق در خيابان تهران نو ( دماوند ) در شرق تهران چندين بار مراجعه كردند اما دريغ از اندك اطلاعى از وجود او و محل نگهداريش . تا در نهايت پس از سه شبانه روز بى اطلاعى شب سوم بسيار دير وقت حدود ١٢ نيمه شب زنگ درب را زدند و من بلافاصله باميد آنكه شايد كسى جهت دادن اطلاع از وضعيت عباس آمده باشد و يا خود عباس برگشته باشد بطرف درب دويدم و درب را باز كردم كه با منظره هولناكى روبرو شدم .بله عباس برگشته بود اما ديگر آن عباس سابق نبود . صورتى كبود و متورم و تمامى صورت زخمى و مجروح ، زير چشمهايش تقريبآ به رنگ بنفش و چانه اش ورم كرده بطوريكه شايد بتوان گفت كه اين ورم تا حدود قفسه سينه آويزان بود و به سختى و لنگان لنگان راه مى رفت بطوريكه از پله ها توان بالا رفتن بدون كمك گرفتن را نداشت و تمامى بدنش مجروح و خونين و ناتوان شده بود و بدليل وضعيت چانه اش بسيار به سختى حرف ميزد ، در همان حالت جسمى كه اهل خانواده به دورش حلقه زده بودند تا بدانند چه برسر او آمده با توجه به مشكل صحبت كردنش ديديم بسيار خوشحال است و مى خندد و زمانى كه مادرش از او دليل خوشحالى اش را در آن حالت اسفبار سوال كرد پاسخ مى دهد خيلى خوشحالم كه با تمامى شكنجه هاى اين مدت هيچگونه مدركى از من عايدشان نشد زيرا قبل از دستگيرى ملاتها را ( گزارشهاى دست نوشته شده اى كه هر هوادار فعال براى توضيح چگونگى انجام وظايف محوله تشكيلاتى به مسئولش مى دهد يا از نفرات تحت مسئوليتش مى گيرد ) ريز ريز كرده و آنها را خوردم و خوشحالى ام بابت اين است كه مدركى از من بدست نياوردند و همچنين هيچكس از افراد مرتبط تشكيلاتى با من نيز لو نرفت .
اثرات ظاهرى شكنجه هاى جسمى و آن صورت زخمى به مرور زمان رو به بهبودى مى رفت بجز يك مورد كه بر اثر ضربات وارده فك او را شكستند و مدتهاى مديدى غذاهاى مايعات از قبيل سوپ و غيره را آن هم بوسيله نى مى خورد و حتى بعد از بهبودى نسبى هرزمان خميازه مى كشيد دچار در رفتگى فك مى شد و اين مورد تا لحظه شهادتش در قتل عام زندانيان سياسى ١٣٦٧ بدستور ضحاك آن زمان خمينى جنايتكارِ ملعون همراه او بود ، و هم بنديها گاهآ او را به شوخى عباس فكى صدا مى كردند.
ياد تمامى شهداى راه آزادى شير زنان و شيرمردان مبارز بر عليه ظلم و ستم گرامى و راهشان هميشه پر رهرو باد

20638360_830632363763671_3699791811496760293_n

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s