تشديد جنگ باندها همزمان با سفر آخوند روحاني به نيويورك

10704153_345636912263221_8131113021023982032_n به خواندن ادامه دهید

Advertisements

احمدی نژاد: باید با وحدت کار صهیونیستها را تمام کنیم

 

734489_141089406051307_1483473946_n

به گزارش خبرگزاریهای رژیم رئیس جمهوری منحوس آخوندی، محمود چخان در بیست و ششمین همایش بین‌المللی آخوند ساخته وحدت اسلامی که صبح امروز در سالن اجلاس سران برگزار شد، با اشاره به ضرورت وحدت گفت: وحدت ما باید در نیت‌ها و دل‌ها باشد و برای انجام وظیفه خودمان در دنیا و استقرار توحید و عدالت در دنیا و حول محور انسان وموعود تلاش کنیم.
محمود چخان که فقط برادران قاچاقچی و مشتی باصطلاح آقازاده و لاشخور و جلاد دور و برش را گرفته اند، معلوم نیست با چه کسانی میخواهد وحدت کند. از قضا حافظ اسد در سوریه و مالکی در عراق توسط خلقهای قهرمان دو کشور کیش و عندالقریب مات میشوند۰
احمدی نژاد گفت: نسبت همه ما با موعود یکی است،باید علیه شیطان با مستکبران وحدت کنیم و اجازه ندهیم که بر ما مسلط شوند، هفت میلیارد انسان باید برای مقابله با مفسدان جهانی متحد شویم. عده‌ای صهیونیست و آدم کش دور یکدیگر جمع شده‌اند و می کشند و ما تنها نگاه کنیم باید دست به دست هم دهیم و کار صهیوینستها را تمام کنیم.
وی که همه کس و همه چیز را با هم مخدوش کرده، و در سرفصل پایانی رژیم ولایت فقیه به مرز جنون رسیده، با طرح این سوال که اگر پیامبر گرامی اسلام در اینجا بوده اند چه می‌کردند و در مورد مسئله فلسطین چه کاری انجام می دادند اظهار داشت:باید همان کار پیامبر را در مورد فلسطین انجام دهیم و برای استقرار عدالت در جهان با یکدیگر متحد شویم و من اطمینان دارم روح عزیز پیامبر با ماست و من مطمئن هستم این تلاش ها به زودی به نتیجه خواهد رسید.
سخنان بی سر و ته احمدینژاد وقتی مفهوم است که جای کلمات را و معانی بعضی از آنها را عوض کنیم و اگر باز هم نتیجه نداد، یعنی اینکه دارد به کسانیکه دشنام میدهد، پیام میدهد.

مخابره مخفیانه فیلم هولوکاست ساخته مرکز ویزنتال برای ایران

66466_140802266080021_116172122_n

روحانیون بنیادگرا در ایران که هولوکاست را انکار می کنند جمعه شب این شانس را داشتند که در تلویزیون با انکار تاریخ توسط خودشان مواجه شوند.
جمعه یک کانال ماهواره ای متعلق به اپوزیسیون ایرانیان که پایکاه آن در لندن است مستند برنده جایزه آکادمیک که توسط سیمون ویزنتال در سال 1980 تولید شده را نمایش داد. این فیلم با زیرنویس فارسی برای مبارزه با انکار مداوم غمناک ترین تراژدی تاریخی توسط رژیم حاکم بر ایران نمایش داده شد.
مرکز ویزنتال یک سازمان جهانی مدافع حقوق انسانی یهودیان و پشتیبان موزه های تولرانس و هولوکاست در لس آنجلس و اورشلیم در نیویورک برای بزرگداشت روزجهانی هولوکاست در 27 ژانویه است.
فیلم هولوکاست یا نسل کشی بفارسی در سراسر دنیا بنمایش در آمده بود اما روز جمعه برای نخستین بار ایرانیان قادر بتماشای آن شدند. سیمای آزادی این فیلم را بر کانال ماهواره ای و اینترنتی خود پخش نمود.
معاون مرکز ویزنتال – رابی آبراهام کوپر گفت :» از هر شانسی که برای یادگیری حقایق استقبال میشود بویژه در کشوری مانند ایران که حقیقت مورد حمایت نیست». وی ورئیس و بنیانگذار مرکز –رابی ماروین هایر- پخش این فیلم برای ایران را بصورت زنده از دفتر کارش در لس آنجلس تماشا کردند.
هایر گفت: » این برای رژیم ایران هزینه دارد. آنها میخواهند چامعه را قفل کنند. آنها هولوکاست را انکار می کنند و اکنون تمام جمعیت ایران میتواند حقیقت را ببیند و رژیم ملاها و احمدی نژاد قادر نیست ممانعت بعمل اورد»
محمود احمدی نژاد مکررا اصرار داشته است که هولوکاست یک افسانه بود و نابودی شش میلیون یهودی در دستان نازیها هرگز اتفاق نیفتاده است. این انکار خودسرانه از ابتدای تشکیل دولت تندروی جمهوری اسلامی از انقلاب سال 1979 تا کنون ادامه داشته است.
هایر گفت:» حمله بوسیله حقیقت یک ضربه مستقیم بتمام اظهارات پی در پی احمدینژاد در تریبون سازمان ملل و کاریکاتور ها ی هولوکاست است. ضمن اینکه موضوع در ابتدا درباره یهودیان است و بطور مستقیم یک مشکل وسیعتر ایران را در هماهنگی با وضعیت فعلی مردم مطرح میکند.»
ویزنتال میگوید» متاسفانه نمیتوانم از یاد ببرم زمانی را که 89 نفر از بستگانم را در هولوکاست از دست دادم.مانند دیروز بود و من جوانی تازه ازدواج کرده بودم.»
هایر گفت:» ملاها نمیتوانند شواهد را انکار کنند. این تصاویر توسط یهودیها گرفته نشده بلکه خود نازیها آنها را ثبت کردند.»
خاخام مرکز ویزنتال معتقد است که این فیلم علاوه بر اطلاع رسانی حقایق تشابه میان رژیم نازیها و رزیم حاکم بر ایران را برای مردم آشکار می نماید.همانطور که اخیرا دو جوان بخاطر دزدی بدار آویخته شدند. چرا که رنجهای انسانها بهم وابسته است. »
http://www.foxnews.com/world/2013/01/26/holocaust-film-covertly-beamed-into-iran-by-wiesenthal-center/?test=latestnews

دستگيری نفتگران و تعيين وثيقه های سنگين و غيرقابل پرداخت به اتهام اقدام عليه امنيت، توهين به خامنه ای، ارتباط با مجاهدين، تبليغ به جدايی دين از سياست

523068_140829236077324_2078740852_n

خبر، بیانیه منتشره از سوی دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران در تاریخ 7بهمن1391 (26ژانويه2013)میباشد که در ذیل می آید:

رژيم آخوندی با وارد کردن اتهامهای سنگين برای سه کارمند زندانی پالايشگاه بندرعباس و تعيين وثيقه های کلان برای آنها درصدد است بازداشت خودسرانه آنها را توجيه و از آزادی آنها خودداری نمايد.

در 24آذرماه عوامل اطلاعات آخوندی سه تن از نفتگران باسابقه پالايشگاه نفت بندرعباس، آقايان محسن زبردست، 44ساله، عباس حسن پور 34ساله و وهاب مقدسي32ساله، را در محل کارشان بازداشت و به زندان مرکزی بندرعباس منتقل کردند. دژخيمان آنها را که از فعالان شناخته شده کارگری هستند، به سلولهای انفرادی منتقل کرده و با اعمال انواع فشارها و شکنجه ها تلاش کردند آنها را به اعترافهای اجباری وادار کنند. دادستانی رژيم آخوندی آقاي محسن زبردست را به «اقدام عليه امنيت نظام از طريق تبليغ عليه نظام، توهين به رهبری و ارتباط با سازمان مجاهدين خلق ايران» متهم کرد و برای او ۵۰ميليون تومان وثيقه تعيين کرد. آقايان وهاب مقدسی و عباس حسن پور نيز به «اقدام عليه امنيت نظام از طريق تبليغ عليه نظام، توهين به رهبری، تبليغ به جدايی دين از سياست». متهم شدند و برای هر يک از آنها 20ميليون تومان وثيقه تعيين کرده است.
تعيين اين وثيقه های سنگين که تأمين آنها برای کارگران و کارمندان محروم کشور مقدور نيست، ترفندی برای ادامه بازداشتهای خودسرانه اين سه کارمند بازداشت شده است.
رژيم ضدبشری آخوندی برای جلوگيری از گسترش روزافزون حرکتهای اعتراضی کارگران اقدامات سرکوبگرانه عليه آنان را شدت بخشيده است. ستار بهشتی، کارگر انقلابی، جميل سويدی، کارگر زندانی در اهواز طی ماههای اخير در فاصله کوتاهی پس از دستگيری بر اثر شدت شکنجه های وارده جان خود را از دست داده اند. آقای رضا شهابی، از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که از سال 89 در اسارت به سر می برد، به خاطر محروميت از رسيدگيهای درمانی، در معرض فلج شدن قرار دارد.

دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران
7بهمن1391 (26ژانويه2013)

موج دیگری از بازداشت روزنامه نگاران

 

552625_140924116067836_1190604651_n

حمله نیروهای امنیتی به روزنامه‌های اعتماد، بهار و شرق

دقایقی پیش نیروهای امنیتی به تحریریه روزنامه های اعتماد، بهار و شرق حمله کرده اند. این درحالی است که شب گذشته نیز سلیمان محمدی دبیر سرویس حوادث روزنامه بهار و میلاد فدایی اصل دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایلنا بازداشت شدند.گفته میشود نیروهای امنیتی حکم بازداشت چند تن از اعضای تحریریه این روزنامه های منتقد را در اختیار دارند.

بنا بر گزارش های تایید نشده نیروهای امنیتی در پی بازداشت احسان مازندرانی، نسرین تخیری
جواد دلیری وساسان آقایی از اعضای تحریریه این روزنامه هستند.
این در حالی است که شب گذشته نیز دو روزنامه نگار بازداشت شدند.این دو روزنامه نگار شنبه شب هفتم بهمن‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.
هنوز علت و محل بازداشت این دو روزنامه نگار به طو رسمی اعلام نشده اما گفته می شود آقای سلیمان محمدی هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین در بازداشت به سر می برد.
سلیمان محمدی پیش از این دبیر سرویس اجتماعی روزنامه روزگار بوده و در روزنامه‌های شرق، اعتماد، بهار، فرهیختگان، همشهری و فرهنگ آشتی همکاری داشته است.

ميلاد فدايی اصل حدود ساعت ۸ شب و بلافاصله پس از خروج از محل کارش در (ايلنا) و در حالی‌ که مشغول گفتگو با تلفن همراه خود بود، بصورت ناگهانی توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به نقطه نا‌معلومی منتقل شده است.
میلاد فدایی اصل پیشتر نیز در روز ۱۱ آذرماه ۱۳۸۸ در منزل شخصی‌اش بازداشت و از سوی‌ شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به یکسال حبس تعزیری محکوم شده بود و پس از تحمل کیفر آزاد شد.
لازم به ذکر است که صبا شعردوست همسر ايشان نيز طی‌ دو ماه اخير چند بار به دفتر پيگيری احضار شده است.

دستگیریهای کور، قتلهای مشکوک، اعدامهای غیر قانونی، مسدود کردن سایتها و به همه کس از خودی تا غیر خودی شمشیر کشیدن دیگر از یک کودتا حکایت ندارد. این وحشت و سراسیمگی یک مرگ تاریخی را دلالت دارد

رژيم: توقف غنی سازی، حتی یک لحظه

 

74607_138284176331830_1527260032_n

سفیر و نماینده رژيم ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأکید کرد: «ایران حتی برای یک لحظه فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم را متوقف نمی‌کند.»
بنظر میرسد رژيم هنوز فشار تحریمهای غرب را حس نکرده و معاون آژانس انرژی اتمی را به بازی میگیرد

این در حالیست که آقای ناکارتس در فرودگاه شهر وین به خبرنگاران گفته است که پس از دو روز «گفت‌وگوهای فشرده» اختلاف نظر میان جمهوری اسلامی و بازرسان آژانس انرژی اتمی هم‌چنان باقی است.

هیئت بلندپایه آژانس به سرپرستی هرمان ناکارتس، معاون یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس انرژی اتمی، با مذاکره‌کنندگان رژيم این بار به سرپرستی علی‌اصغر سلطانیه روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه گذشته به گفت‌وگو نشست.

از جمله دغدغه‌های اصلی دیدبان اتمی سازمان ملل دسترسی به سایت نظامی پارچین در جنوب شرقی تهران است که این سازمان بارها اعلام کرده است در آن آزمایش‌هایی مربوط به تسلیحات اتمی انجام شده است.

30 دی سالروز آزادی آخرين دسته زندانيان سياسی از زندانهای شاه

72519_138068696353378_1014009069_n

روز 30 دى سال 1357 آخرين دسته زندانيان سياسى از زندانها و شكنجه گاههاى رژيم شاه به دست خلق قهرمان ايران آزاد شدند. مسعود رجوى از جمله اين زندانيان آزادشده بود.
وى ساعاتى قبل از آزادى، به عنوان نماينده زندانيان سياسى با هزاران تن از مردمى كه جلوى درب زندان قصر براى آزادى آنان لحظه شمارى ميكردند سخن گفت.

روز 4 بهمن ماه 1357 مسعود رجوی برای اولين بار پس از آزاديش از زندان، در دانشگاه تهران حضور يافت و طی يك سخنرانی در مسجد دانشگاه تهران كه با تجليل از شهيدان راه آزادی آغاز شد، ضمن ارائه گزارش كوتاهی از 14سال مبارزه و جانفشانی مجاهدين در راه انقلاب و مردم، از جمله درباره تهديدها و نگرانيهای مجاهدين پيرامون توطئه های ارتجاعی و ضدانقلابی، سخنان مهمی ايراد كرد. مسعود رجوي گفت:
«وقتی ما رفتيم تنها رفتيم. با چشمهای بسته ما را بردند. بر دستها و پاها چيزی جز زنجير نبود. اما وقتی برگشتيم در آغوش مردممان بوديم و در دستهامان گل بود و بر روهامان بوسه. آيا می شد اين لحظات را وصف كرد؟!…
ما در زندان بطور تصادفی توانستيم آن فيلم چند دقيقه يی را كه از دانشگاه، همين دانشگاهی كه خودم هم فرزندش هستم، ببينيم. لابد شما هم ديديد. خروش را ديديم، فرياد را ديديم، شهدا را به چشم ديديم.
آن روز ديگر، دانشگاه، دانشگاه نبود. شهادتگاه شده بود، زيارتگاه شده بود. آخرشما دراين سالها اين دانشگاه را به معبد و محرابی برای آزادی تبديل كرده بوديد. دانشگاههای ما يك دم در سياهترين زمانها از خروش بازنايستادند و نمی ايستند، تبلور شرف اين مردم بودند. …
نه گارد، نه چماق به دست و نه رگبار نتوانست فرياد دانشگاه را خاموش كند. چرا كه مظهر حيات يك خلق بود. مظهر زندگی يك خلق بود كه حيات، چيزی نيست جز عقيده و جهاد. درود به دانشگاه.
به همين دليل هم ما امروز برای زيارت آمديم اينجا ، تنها دانشگاه نيست، نشانش هم هجوم همه مردم است، روزی كه اينجا باز می شود عموم خلق ، عموم اقشار و طبقات خلق، آن كارگران دلير كه تاريخ هيچوقت فراموش نخواهد كردكه درچه روزهای حساس، سرنوشت ايران دردستشان بود، نفتيها ، برقيها، و اصولا عموم اقشار و طبقات مردم. هجوم می آورند و به همين دليل مسئوليت شما زياد است و خيلی هم زياد است.
به آنهايی كه در زير شكنجه ها خدای خلق را می طلبيدند، خدا و خلق را به ياری می طلبيدند می گفتند كدام خلق؟ بمانيد و بپوسيد؛ اينجا جزيره ثبات است!
ما می گفتيم مگر می شود بهار را از آمدن بازداشت، مانع روئيدن لاله ها شد، مگر می شود ملتی را تا به ابد اسيرنگه داشت؟ نه ، مگر می شود تا ابد خلقی را درزنجير نگه داشت؟ نه ، چرا كه خواست خداست، اراده خداست، اراده خلق است ، سنت تاريخ است ، قانون اجتماع است و لن تجد لسنة الله تبديلا / ولن تجد لسنة الله تحويلا . ميعاد خداست، ميعاد تخلف ناپذير. و لا يخلف الميعاد بله سنت خداست، سيره تاريخ است، بشارت همه انبيا، پيام آوران ، مصلحين و انقلابيون بزرگ جهان است كه ”خلق پيروز ميشود”. آينده تابناك است…».
مسعود رجوی درقسمت ديگری از سخنان خود گفت :
« من نيامدم اينجا كه روند خودبه خودی قضايا را فقط ستايش كنم، ما نيامديم كه آنچه را كه هست و فقط هست تأييد كنيم. لختی هم بايد به آن انديشيد كه چه چيز بايد باشد ؟ وچه چيز هم نبايد باشد. آيا ما می خواهيم نسل ملعونی باشيم؟ نسل نفرين شده يی كه فرصتها را از دست دادند. مسائلشان را اصلی وفرعی نكردند و به فرعيات پرداختند. تصور كنيد كه دركشتی طوفان زده يی هستيد كه سوراخ شده و ممكن است غرق شود. و از هرطرف تهديد می شود و ما نشسته ايم بحث اسكولاستيكی می كنيم يا بحثهای خيلی خوبی هم می كنيم ولی جايش آنجا نيست. نگذاريد نسل ما نسل نفرين شده يی باشد.
من و برادرانم نيامديم به اين دانشگاه، به اين شهادتگاه و به اين زيارتگاه كه هرچه را هست ، هرچه را كه خودبه خود اتفاق می افتد، بی عيب بدانيم…
صبرو تحمل و شكيبايی (صبر به معنای انقلابيش)، بلندنظری و احساس مسئوليت، نخستين وظايف و نخستين ويژگيهای يك انقلابی يا يك گروه انقلابی است. اگر اين را نداريم يا نيست و يا نمی توانيم كسب كنيم بهتر است كه خداحافظی كنيم. زيرا مرد و زن، زبان حالشان اين خواهد بود كه مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان. تازه اول كار است. هنوز آنقدر زمان هست، هنوز آنقدر نشيب و فراز هست و هنوز آنقدرشكست و پيروزی هست.
ما سرنداده بوديم كه بجايش زر بگيريم، مگر جانمان را برای اين داده بوديم كه به جايش جاه بگيريم؟ از جا برنخاسته بوديم، قيام نكرده بوديم كه در جاهای بهتر و صندليهای بهتر و مقامات بهتر قعود كنيم. بايد هشيار بود و اين هشياری درقدم اول به مناسبات و روابط ما با يكديگر ارتباط پيدا می كند. نفت نبود، سوخت نبود، ما می شنيديم چه معنويات متعالی دراين جنوب شهر حكمفرما شده بود. فوق همگامی، همراهی ، چقدرستايش آميز بود. … پس با آن روابط توحيدی كه در شهر حكمفرما شده بود، توطئه ها به ثمر نرسيد، قحطيها به ثمر نرسيد.
روابط ما با هم اگر عاری از بلندنظريهای انقلابی باشد، اگر مسأله فقط گرفتن ستون اين روزنامه يا آن روزنامه ، گرفتن اين جا يا آن جا و گرفتن اين بلندگو باشد، خودمان به دست خودمان دستاوردهايمان را نابود كرده ايم. نگذاريد شهدا ما را نفرين كنند. بنابراين در مورد اين مسأله داخليمان بايد در مقابل تفرقه افكنی مقاومت كرد. …
اسلام ما اسلامی نيست كه مبارزه را انحصار يك نيرو يا يك گروه خاص بداند. مگر پيشوای ما نگفت وقتی دين نداريد آزاده باشيد. حرمت كلمه آزادی ، حرمت كلام مبارزه بايد حفظ بشود. ما چنين اسلامی نداريم. مبارزه حق هر انسان است، حق طبيعيش ، حق فطريش و حقی كه با آن زاده شده است. پس بايد به يكديگراحترام بگذاريم، حرمت هم را حفظ كنيم و مانع تفرقه بشويم. تفرقه چيزی نيست جز انعكاس دشمن و عواملش در صفوف ما. اين كمی از حرفهای دلم و درد دلم بود…».

شکست مذاکرات آژانس بين المللی انرژی اتمی و رژيم ايران

19383_137928513034063_1635647450_n

به گزارش خبرگزاری رویترز از وین، پایتخت اتریش، آقای ناکارتس, معاون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در فرودگاه این شهر به خبرنگاران گفته است که پس از دور روز «گفت‌وگوهای فشرده» اختلاف نظر میان رژيم ايران و بازرسان آژانس انرژی اتمی هم‌چنان باقی است.
آن طور که پیشتر اعلام شده بود، محور این مذاکرات رسیدن به سازوکاری مدون برای حل مسائل حل‌نشده برنامهاتمیرژيم ایران بود، به‌ویژه پرسش‌هایی که آژانس درباره فعالیت‌ها و مطالعات احتمالی رژيم ایران در زمینه دستیابی به بمب اتمی و سایت پارچین مطرح کرده بود.
به‌رغم انتشار تصاویر ماهواره‌ای از این سایت که حاکی از انجام پاک‌سازی گسترده در پارچین است،رژيم ايران هر بار , به بازرسان آژانس اجازه بازدید از این سایت را نداده است.
حال سرپرست بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر این امر مهر تایید زده و گفته است: «نتوانستیم رویکردی ساختاری را برای حل مسائل عمده مربوط به ابعاد احتمالا نظامی فعالیت هسته‌ای ایران نهایی کنیم.»
منابع ديپلوماتيک نیز به خبرگزاری فرانسه گفتند که دو روز مذاکره آژانس بين المللی انرژی اتمی و رژيم ايران در تهران بدون رسيدن به توافقی به پايان رسيد.

شناسايي و افشاي فعاليت هاي رژيم و ماموران و مزدورانش يك ضرورت و يك وظيفه ملي و ميهني براي هر ايراني

408549_138673932959521_2095596310_n

شناسايي و افشاي فعاليت هاي رژيم و ماموران و مزدورانش يك ضرورت و يك وظيفه ملي و ميهني براي هر ايراني
براي داشتن تصويري روشن از اُرگانهاي جاسوسي و سركوب رژيم زندانها، شرايط زندانيان و سرنوشت زندانيان، بارزترين دليل و نشانه و گواهي و مدركي است كه ما را به عُمق و ژرفاي يك جهنم مي برد تا ابعاد فاجعه اي بزرگ را در سرزمينمان در يابيم. آنجا كه شقاوت و شقاوت پيشه گان حاكم اند و فرماني جُز فرمان مرگ نمي رانند.
صدها هزار زنداني شكنجه شده و اعدامي و زندان و صدها شكنجه گاه و قتلگاهي به وسعت ايران طي سي و چند سال حاكميت رژيم نتيجه فعاليت همين اُرگانهاي جاسوسي و سركوب و چپاول است.
رژيم با كار اطلاعاتي و سركوب بي رحمانه و مطلق، توانسته است جامعه را كنترل و مانع از اعتراضات اجتماعي بشود. اين كار توسط نيروهاي حامي و وفادار به رژيم، يا كساني كه در اين رژيم منافعي داشته و دارند، و بطور خاص افراد و عناصر وابسته به اُرگانهاي جاسوسي و سركوب و ترور و خفقان و خائنيني كه به مبارزه و به مردم پشت كرده و به ورطه خيانت سقوط كرده اند، صورت گرفته و همين نيروها حافظان و مدافعان بقاي اين رژيم هستند.
گستره فعاليتهاي اين رژيم به بيرون از مرزها و كشورهاي اروپايي كه پناهندگان ايراني در آنها اقامت دارند و مي توانند نقش مهم و موثري در افشاي جنايات رژيم در داخل كشور داشته باشند و از ميزان شكنجه و اعدام و اختناق در داخل كشور بكاهند به اندازه اي است كه تنها ترور و حذف فيزيكي مخالفين را در بر نميگيرد، بلكه محيط و مناسبات جامعه ايرانيان خارج كشور را هدف گرفته تا يا آنها را به سكوت و بي عملي در قبال سرنوشت خود و مردم و ميهن خود وادارد، و يا با تزريق ترس و نگراني از جنايت هاي رژيم، خنثي كرده و به بقاي رژيم منحوسش و تداوم زندان و شكنجه و اعدام و غارت و چپاول و ويراني ايران كمك كند.
ماموران و مزدوران وزارت اطلاعات با شناسايي فعالين در داخل كشور آنها را دستگير و زنداني و شكنجه مي كنند و در برابر مرگي به فجيع ترين شكل، و تسليم به ننگين ترين صورت ممكن كه جلادان تعيين مي كنند، قرار ميدهند. ستار بهشتي، كرامت الله زارعيان و… نمونه هايي از اين مرگ تعيين شده توسط جلادان به فجيع ترين شكل است. اعتراف گيري دروغين زير شكنجه و بعد محكوم كردن زنداني به اعدام به اتهام همان اعتراف اجباري و صدور فرمان مرگ و قتل انسانها بي هيچ ترحمي در رژيم خون و جهل و جنون، روشي جاري براي سركوب و ارعاب جامعه و نسل جوان معترض است. امّا با اين همه زندانيان تن به ننگ همكاري با جلادان را نمي دهند، حتي اگر زير شكنجه بالاجبار حكم مرگ خود را صادر كرده باشند.
نمونه هايي هم بوده كه وادار به همكاري و خيانت شده اند و با دست زدن به خودكشي حاضر به ادامه خيانت نبوده اند. در ميان زندانيان، زندانيان مجاهد و هركسي كه كوچكترين ارتباط يا تمايلي به مجاهدين داشته باشد، مهر محارب ميخورد و رژيم آنها را اعدام يا زجر كش مي كند. محسن دگمه چي نمونه اي از اين زندانيان مجاهد است كه توسط جلادان زجركش شد.
غلامرضا خسروي به جرم كمك به تلويزيون سيماي آزادي حكم اعدام مي گيرد و هم اكنون سايه مرگ بر فراز سر اوست.
علي صارمي و جعفر كاظمي به جرم هواداري و ديدار خانوادگي از اشرف اعدام مي شوند. امّا كسي كه سالها با مجاهدين بوده وقتي خود را تسليم رژيم مي كند با پاسپورت جمهوري اسلامي به اروپا اعزام مي شود و ناگهان «جداشده»،«منتقد»! و زنداني مجاهدين ناميده مي شود! كه با يك عمليات «جيمز باندي» توانسته خود را از دست رژيم رها كرده و به اروپا برساند!
اما از بد حادثه عليرغم همه تمهيدات صادر كننده اش به فرنگ دم خروس از زير قباي مُلاو بچه ُملا بيرون مي افتدكه تمام فعاليتهايش تحت كنترل و هدايت وزارت اطلاعات و ماموران اين وزارتخانه در سفارتهاي رژيم قرار دارد و به يُمن افشاگري هاي مقاومت لو ميرود, كه همه امور استقراري و مسائل پناهندگي اش توسط كهنه ماموراني مثل «جهانگير شادانلو»، «محمد حسين سبحاني»، «مسعود خدابنده» و با مشاورت «ابولحسن بني صدر» حل و فصل مي شود. به سرعت صاحب سايت و وبلاگ و انجمن و… مي شود و كنفرانس و سمينار و جلسه برگزار مي كند و مهمان برنامه هاي راديويي و تلويزيوني از همين قماش آدمها! مي شود. گمان بد نكنيد! همه اينها محض رضاي خداست و نه محض رضاي دلار و يورو ريال!
اينجاست كه خائنين و ماموران وزارت اطلاعات شناخته مي شوند. شك نبايد كرد كساني كه اينگونه در خدمت رژيم جهل و جنايت و غارت و چپاول و در خدمت ماشين سركوب و اختناق خامنه اي قرار مي گيرند هزار بار از پاسداران و بسيجي هاي رژيم كثيف تر و ضد ايراني ترند.
اعزام اين خائنين و ماموران رنگ شده وزارت اطلاعات به خارج از ايران به اين دليل است كه پس از آنكه در داخل آنها در خفا يا علن به مصرف رساند ديگر برايش مصرفي ندارند و لذا براي باز مصرف و مأموريت جديد البته پس از گذراندن دوره هاي جاسوسي و ترور به خارج صادرشان ميكند.
در خارج از ايران اگرچه تمركز وزارت اطلاعات روي مخالفين اصلي رژيم است اما تمام جامعه ايرانيان را در بر مي گيرد. رژيم علاوه بر تبليغات دروغ، شيطان سازي از مخالفين و ترفندههاي عوام فريبانه براي جلوگيري از نزديكي ايرانيان به گروههاي سياسي و تجمعات سياسي و حقوق بشري و… با نفوذ در بين ايرانيان به جاسوسي و شناسايي ايرانيان بويژه مخالفين مشغول است و مانع از اتحاد و همبستگي و شكل گيري تشكلها و تجمعات ايرانيان عليه رژيم مي شود.
به اين دلايل شناسايي و افشاي فعاليت هاي رژيم و ماموران و مزدورانش يك ضرورت و يك وظيفه ملي و ميهني براي هر ايراني است.
امروز ديگر هيچ كس در ضد ايراني و ضد انساني بودن اين رژيم ترديدي ندارد و از همين رو بسياري از ماموران وزارت اطلاعات براي پيش بردن اهداف وزارت بدنام اطلاعات آخوندي اتفاقا! پُز مخالف بودن با اين رژيم و ترس از اينكه رژيمي بدتر از اين سر كارنيايد را مي گيرند تا بتوانند در بين ايرانيان نفوذ كرده و اهداف رژيم آخوندي را پيش ببرند.
شناسايي اين ماموران و مزدوران و يا پاسداران سياسي رژيم بسيار ساده است. كسي كه مخالف اين رژيم باشد با مخالفين اين رژيم بويژه جدي هرين و موثر ترين مخالف آن ضديت نمي كندو عليه آنها سم پاشي و دروغپردازي و لجن پراكني و شيطان سازي نمي كند.
اگر كسي از سر ناآگاهي و… اين كار را كرد بايد او را از همسويي با رژيم پرهيز داد و گفت جاده صاف كن و هموار كننده راه نفوذ و فعاليت ماموران وزارت اطلاعات رژيم نباش. فرق است بين اختلاف و انتقاد داشتن نسبت به يك گروه با ضديت و دشمني ورزيدن و مخدوش كردن مرز بين رژيم با مخالفين رژيم. نبايد اجازه داد رژيم جهل و جنايت در اين فضاي آلوده تنفس كند و از آب گل آلود ماهي بگيرد.
با نگاهي به گزارش پنتاگون درباره وزارت اطلاعات رژيم آخوندي و انعكاس آن در رسانه هاي مختلف بويژه رسانه هاي فارسي زبان و فضاي مجازي و نيز واكنش وزارت اطلاعات و مامورانش به اين گزارش به تاثيرات بسزاي اين گونه افشاگريها مي توان پي برد. بويژه اينكه در پي انتشار اين گزارش و افشاگري هاي ايرانيان و هواداران و ياران مقاومت و مجاهدين حول اين گزارش در رابطه با شبکه ي عوامل اطلاعاتي رژيم و بويژه نقش آنان در پيشبرد اهداف تروريستي رژيم در خارج از کشور و شيوه هاي نفوذ در بين ايرانيان، اکنون بخشي از اين مزدوران در هراس از عواقب قانوني مزدوريشان دست به
كار نقل و انتقال سايت هاي خود و راه اندازي آنها با آدرس هاي اينترنتي جديد شده اند. بدين طريق عوامل اطلاعاتي رژيم تلاش دارند تا ضمن کور کردن هرگونه ارتباط با يکديگر خصوصا با ماموران افشا شده در گزارش پنتاگون و ديگر منابع امنيتي غربي، با بستن لينک هاي قديمي، ايرانيان را از دسترسي به تاريک خانه فعاليت هاي غير قانوني خود، محروم سازند. در اين رابطه ميتوان از جمله از سايت کانون پوششي”آوا»، تحت مسئوليت فردي بنام”علي اکبر راستگو» نام برد که اخيرا دست به نقل و انتقال اين سايت و قفل کردن لينک هاي قديمي اش زده و بعد هم براي ايز گم كردن دست به يك فقره نعل وارونه به شرح زير زده است:
سايت آوا 20 ژانويه”سايت جديدآوا در اولين ساعات افتتاح مورد حمله سايبري قرارگرفت»!
قابل توجه خوانندگان و مراجعه کنندگان سايت آوا، روز گذشته شنبه 19 ژانويه 2013 برابر با 30 دي 1391 سايت جديد کانون آوا با آدرس اينترنتي http://aawa-association.com آغاز بکارکرد و بعد از چند ساعت مورد حمله هک واقع شد و تمام محتويات آن پاک شدند.
اين اولين حمله سايبري سربازان گمنام رجوي به سايت کانون آوا نبوده و مسلما اخرين آن نيزنخواهدبود. درعرض 6 ماه گذشته 5 باربه سايت کانون آوا حمله شده وهربارنيز تمامي محتويات سايت را پاک کرده اند.
اين حملات سايبري با توان عملياتي بسياربالا و توسط هکرهاي خيلي حرفه اي تنها از عهده مجاهدين برمي آيد. باتوجه به برگزاري جلسات افشاگري هاي اخير جداشدگان در تلويزيون مردم توسط کانون آوا البته اين خشم مجاهدين قابل درک و فهم مي باشد.»
اگر چه اطلاعات مندرج در گزارش پنتاگون چيز تازه اي نيست و سالهاست كه جنبش مقاومت ايران در اين باره به افشاگري و اطلاع رساني پرداخته بود و دستگاههاي امنيتي كشورهاي مختلف نيز بارها به فعاليتهاي وزارت اطلاعات رژيم و تمركز روي فعاليت مخالفين بويژه سازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت ايران اذعان كرده بودند. اما همين گزارش كه بعد از پيروزي بزرگ مجاهدين در شكست دادن ليست سياه وزارت خارجه آمريكا و البته با تأخير فراوان منتشر شده و نتيجه ضربه خوردن سياست مماشات از يك سو و نوعي برگ فشار و اختلاف بين جناحهاي مختلف هيات حاكمه آمريكا بر سر برخورد با رژيم و هشدار نسبت به فعاليت هاي وزارت اطلاعات در كانادا و آمريكاي لاتين محسوب مي شود، اعترافي آشكار به آنچه جنبش مقاومت ايران و مخالفين رژيم طي ساليان در باره فعاليتهاي اُرگانهاي اطلاعاتي و تروريستس اين رژيم مي گفتند مي باشد.
چكيده اي از گزارش پنتاگون در باره فعاليتهاي وزارت اطلاعات رژيم
اين گزارش ۶۴ صفحه اي در هماهنگي با بخش حمايت تکنيکي مبارزه با تروريسم دفتر برنامه حمايت از جنگ نامنظم تهيه شده است. گزارشي در خصوص جزئيات فعاليت وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران است كه ماه گذشته توسط بخش پژوهش هاي فدرال کتابخانه کنگره آمريکا منتشر شده است. در گزارش پنتاگون آمده که بسياري از کارمندان وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي در عمليات مخفي مشارکت دارند که در جاي جاي جهان انجام مي گيرد؛ از جاسوسي و سرقت فن آوري گرفته تا بمب گذاري و ترور.
گزارش، از سپاه قدس به عنوان اهرم اصلي عمليات سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران ياد مي کند و در عين حال مي افزايد که وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران و سپاه قدس همکاري تنگاتنگي با يکديگر دارند.
به نوشته پنتاگون، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران همچنين از طريق شبکه‌ها و انجمن‌هاي دفاع از پناهندگان، در ميان ايرانيان خارج از کشور فعال است. سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران افرادي را در خارج از کشور ربوده و به ايران منتقل کرده و سپس به قتل مي‌رسانند.
بنا بر گزارش ۶۴ صفحه‌اي پنتاگون، جنگ رواني عليه سازمان مجاهدين خلق ايران از اصلي ترين وظايف وزارت اطلاعات در دو دهه گذشته و بعد از جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ بوده ورژيم اعضاي سابق مجاهدين خلق ايران را در اروپا جذب نموده و از آنها براي راه اندازي کمپين ترويج اطلاعات دروغ عليه آنها استفاده ميکند.»
بنا بر اين گزارش رژيم ايران مجاهدين خلق را يک تهديد براي خود احساس کرده و «ارگان امنيتي رژيم سازمان مجاهدين خلق ايران را جدي ترين سازمان مخالف مي انگارد.» اين گزارش تاکيد ميکند که اگر چه «جنگ رواني عليه مجاهدين خلق ايران از اصلي ترين وظايف اين وزارتخانه بعد از جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ بوده است اما علي رغم آن mek همچنان بعنوان يک اپوزيسيون قابل اتکاء و معتبر به فعاليت خود ادامه ميدهد.»
اين گزارش تصريح ميکند که وزارت اطلاعات در کمپين خود عليه مجاهدين خلق، علاوه بر مزدوران ايراني، عناصر خارجي را نيز به خدمت ميگيرد. گزارش نمونه مسعود خدابنده و همسر انگليسي او آن سينگلتون را بعنوان نفرات وزارت اطلاعات تشريح نموده است.
آن سينگلتون در اواخر دهه ي هشتاد ميلادي با سازمان مجاهدين خلق ايران همکاري داشته است. در آن زمان مسعود خدابنده و برادرش ابراهيم، هردو از اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران بوده اند. در سال 96 ميلادي، مسعود خدابنده تصميم به ترک سازمان مجاهدين خلق ايران ميگيرد و مدتي بعد با ان سينگلتون ازدواج مي کند.
به سرعت پس از ازدواج اين دو تن وزارت اطلاعات ايران با تهديد به مصادره ي خانه ي بزرگ مادر مسعود خدابنده از مسعود مي‌خواهد تا با وزارت اطلاعات همکاري کند.
در سال 2002، سينگلتون تصميم مي گيرد تا با اين وزارت همکاري نمايد. او پس از آموزش ديدن در تهران به انگلستان بر ميگردد و سايت ايران اينترلينک را در زمستان همان سال بمنظور پيشبرد اهداف وزارت اطلاعات ايران راه اندازي مي کند.
پس از سفرهاي متعددي که وي به ايران و سنگاپور – جايي که سينگلتون با فرماندهان خود در ارتباط بوده است- مي کند، سازمان مجاهدين خلق به وي و شوهرش مشکوک مي گردد.
اين گزارش با پرده برداري از روابط نزديک وزارت اطلاعات ايران و نيروهاي سوريه فاش مي سازد که در سال 2004 ابراهيم خدابنده توسط نيروهاي سوريه دستگير و به ايران فرستاده مي شود.
اين گزارش به نقش کليدي سعيد حجاريان در بنيان نهادن وزارت اطلاعات و تشريح مقام و فعاليتهاي سعيد امامي (که يکي از افراد مشهوري است که پروژه ي قتل عام مخالفين نظام معروف به «قتلهاي زنجيره» اي را بر عهده داشت) و سعيد پور محمدي مي پردازد.
در اين گزارش همچنين آمده است که پس از آنکه احمدي نژاد به مقام رياست جمهوري نظام اسلامي حاکم بر ايران مي رسد، وزارت اطلاعات رژيم ايران با دريافت بودجه ي قابل توجهي به گسترش خود پرداخته و نه تنها نيروهاي جهاد در عراق و افغانستان را به خدمت مي گيرد، بلکه جاسوسان متعددي را براي بنيان نهادن تشکيلات تزريق اطلاعات دروغ استخدام مي کند.
اين گزارش فاش ساخته است که افراد خارجي داراي پتانسيل براي چنين کارهايي شناسايي شده و پس از آنکه پاسخي مثبت از سوي آنها دريافت مي شود، از طريق سفارت ايران در آن کشور کارهاي لازمه و مصاحبه هاي اوليه انجام گرفته و وي پس از گذر کردن از اين مراحل به ايران اعزام مي شود تا بتواند رسما استخدام شده و آموزشهاي لازم را فراگيرد.
طبق اين گزارش نفوذ در داخل گروهاي اپوزسيون، ساخت و تاسيس گروهکهاي تروريستي (اين بخش در حيطه ي کاري نيروهاي قدس نيز مي باشد)، انتشار اخبار، شايعات و اطلاعات دروغين از جمله وظايف اصلي وزارت اطلاعات آخوندي هستند.

انعكاس گزارش پنتاگون در باره فعاليتهاي وزارت اطلاعات رژيم ايران در رسانه هاي فارسي

راديو فرانسه جمعه 04 ژانويه 2013 – گزارش پنتاگون درباره وزارت اطلاعات ايران
http://www.persian.rfi.fr/node/87189
وزارت دفاع آمريکا، با انتشار يک گزارش ٦٤ صفحه‌اي دربارۀ وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران نوشته است که سرويس‌هاي اطلاعاتي اين کشور داراي ٣٠ هزار عضو است و در انواع فعاليت‌هاي مخفيانه از جاسوسي و سرقت فنون گرفته تا تدارک و انجام سوءقصدهاي تروريستي دست دارند.
وزارت دفاع آمريکا، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران را از فعال‌ترين سرويس‌هاي اطلاعاتي منطقه توصيف کرده است. گزارش وزارت دفاع آمريکا تصريح مي کند که وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران انواع کمک‌هاي مالي، نظامي و تجهيزاتي را در اختيار سازمان‌هاي حماس، حزب الله لبنان، شبکۀ القاعده در عراق و افغانستان و همچنين ساير گروه‌هاي تروريستي قرار مي‌دهد.
وزارت دفاع آمريکا، تأکيد مي کند که سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران، تحت کنترل مستقيم آيت الله خامنه اي عمل مي کنند و کليه وزراي اطلاعات ايران از ميان روحانيان برگزيده مي شوند. با اين حال وزارت اطلاعات ايران، کارمندان خارجي از جمله شهروندان انگليسي و يهوديان اسرائيلي را نيز استخدام مي کند. گزارش وزارت دفاع آمريکا تصريح مي کند که براي نمونه سعيد امامي که تا مقام معاونت وزارت اطلاعات ايران ارتقا رتبه يافت در اصل يک يهودي‌زاده بود.
گزارش، از سپاه قدس به عنوان اهرم اصلي عمليات سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران ياد مي کند و در عين حال مي افزايد که وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران و سپاه قدس همکاري تنگاتنگي با يکديگر دارند.
به نوشته پنتاگون، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران همچنين از طريق شبکه‌ها و انجمن‌هاي دفاع از پناهندگان، در ميان ايرانيان خارج از کشور فعال است. همين منبع مي افزايد که سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران افرادي را در خارج از کشور ربوده و به ايران منتقل کرده و سپس به قتل مي‌رسانند.

العربيه نت فارسي جمعه 04 ژانويه 2013 پنتاگون: اطلاعات ايران ۳۰ هزار کارمند دارد که بسياري در عمليات خارجي شرکت مي کنند
http://www.alarabiya.net/articles/2013/01/04/258642.html
وزارت دفاع آمريکا در گزارشي، کارکنان وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران را، حدود ۳۰ هزار نفر ارزيابي کزده است که بسياري از آن ها، در عمليات مخفي مشارکت دارند که در جاي جاي جهان انجام مي گيرد؛ از جاسوسي و سرقت فن آوري گرفته تا بمب گذاري و ترور.
به گزارش صداي آمريکا، تهيه کنندگان گزارش پنتاگون از وزارت اطلاعات ايران به عنوان يکي از بزرگترين و پوياترين مؤسسات امنيتي خاورميانه نام برده اند.

بنا به محتواي گزارش وزارت دفاع آمريکا، وزارت اطلاعات ايران از سپاه پاسداران به طور تمام عيار حمايت مي کند. پنتاگون مي گويد سپاه پاسداران ايران در بمب گذاري هاي تروريستي در نقاط گوناگون دنيا، از آرژانتين تا لبنان دست دارد.
فعاليت هاي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي در کشورهاي آمريکاي لاتين سبب شگفتي و نگراني مسئولان دولت آمريکاست؛ فعاليت هايي که بخشي از راهبرد ايران براي حضور فعال در نزديکي ايالات متحده تلقي مي شود. وزارت اطلاعات با تأمين کمک هاي مالي و تعليم نظامي به اعضاي حزب الله لبنان، در اسرائيل نيز رخنه کرده است و فعاليت دارد.
وزارت اطلاعات ايران تحت نظارت مستقيم آيت الله خامنه اي اداره مي شود و پيش شرط انتصاب به مسند وزارت اطلاعات، روحاني بودن است.
گزارش پژوهشي پنتاگون به حضور و فعاليت فراگير و روبه گسترش وزارت اطلاعات در خارج از ايران، وراي پياده کردن عملياتي نظير قتل هاي زنجيره اي، اشاره کرده و حاکي از آن است که وزارت اطلاعات، افراد را فارغ از باور و کيش آنها، به کار مي گيرد و شهروندان بريتانيايي، عرب تبار و يهودي اسرائيلي در ميان مأموران اين وزارتخانه هستند.
در اين گزارش آمده که سعيد امامي که از معاونان اين وزارتخانه بود، يهودي زاده بود و به رغم تبار و کيشش، به سمت معاونت منصوب شده بود.
پژوهش اخير پنتاگون به ۱۷ ايراني اشاره کرده که بين دسامبر ۱۹۷۹ و مه ۱۹۹۶ خارج از ايران ترور شده اند. همه اين هفده نفر، مخالف جمهوري اسلامي بوده اند. بر اساس اين پژوهش، وزارت اطلاعات ايران مأموران مخفي بسياري دارد و در حيطه جاسوسي به شدت فعال است و اين کار را از راه نفوذ سازمان دهي شده به جمع ها و محافل ايرانيان ساکن خارج از کشور انجام مي دهد؛ همچنين از طريق ايجاد نهادهايي که مدعي کمک به پناهندگان ايراني تبار هستند.
در محتواي گزارش تحقيقي وزارت دفاع آمريکا با موضوع وزارت اطلاعات ايران، همچنين آمده است که شبکه هاي اطلاعاتي گوناگون ايران در کويت، ترکيه و بحرين کشف شده، و مأموران اطلاعاتي ايران کوشش بسياري براي نفوذ در بدنۀ دولت بغداد به کار مي بندند. همچنين در گزارش آمده است که مأموران مخفي جمهوري اسلامي در موارد بسياري، ايرانياني را در خارج از آن کشور ربوده و به ايران بازگردانده اند و آنها را زنداني کرده يا کشته اند.
دويچه وله 5 ژانويه 2013 گزارش پنتاگون از شبکه ۳۰ هزار نفري جاسوسي ايران
http://www.dw.de/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%DB%B3%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/a-16500369
برخي رسانه‌ها با استناد به يک گزارش پنتاگون مي‌نويسند که حدود ۳۰ هزار نفر براي شبکه جاسوسي و اطلاعاتي ايران کار مي‌کنند. در اين گزارش آمده که اين افراد در فعاليت‌هاي غيرقانوني، عمليات تروريستي، بمب‌گذاري و قتل دست دارند.
وزارت دفاع آمريکا (پنتاگون) يک گزارش غيرطبقه‌بندي شده ۶۴ صفحه‌‌اي در باره وزارت اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي تهيه کرده است که بسياري از رسانه‌‌ها، از جمله سي‌ان‌ان، به آن استناد کرده‌اند….
در گزارش پنتاگون آمده که «سرويس اطلاعاتي ايران براي رسيدن به اهداف خود، از افراد صرف‌نظر از اعتقادات ديني آنها استفاده مي‌کند، ازجمله از عرب‌ها و يهودي‌ها براي جاسوسي در اسرائيل».
اين گزارش به قتل‌هاي زنجيره‌اي وزارت اطلاعات و امنيت ايران در دهه‌ي ۱۹۹۰ اشاره مي‌کند و مي‌افزايد که روسيه در اين دهه به ايرانيان در زمينه عمليات مخفي آموزش مي‌داده است.
گزارش پنتاگون مي‌افزايد: «ايراني‌ها در دو نوع عمليات ترور مشارکت دارند. […] در حالي که يک نوع از عمليات دربرگيرنده‌ي خرابکاري، جاسوسي و بمب‌گذاري در کشور مورد هدف است، نوع ديگر عمليات، قتل مخالفان جمهوري اسلامي در داخل و خارج از مرزهاي ايران است.»
راديو فردا ۱۳۹۱/۱۰/۱۵ گزارش پنتاگون: حضور جاسوس‌هاي ايران در سراسر جهان

http://www.radiofarda.com/content/f10-pentagon-reports-says-iranian-spies-have-global-reach/24815490.html
وزارت دفاع آمريکا در گزارشي با اشاره به فعاليت «۳۰ هزار تن» در وزارت اطلاعات ايران، سرويس اطلاعاتي جمهوري اسلامي را يکي از «بزرگ‌ترين و فعال‌ترين» سرويس‌هاي اطلاعاتي جهان دانسته است.
به گزارش روز جمعه، ۱۵ دي‌ماه، از شبکه خبري سي‌ان‌ان، در اين گزارش که از سوي محققان دولت آمريکا و به سفارش پنتاگون تهيه شده آمده است که سازمان‌دهي «طرح‌هاي ترور، بمب‌گذاري‌هاي تروريستي و جنگ سايبري» از جمله تاکتيک‌هاي مورد استفاده سرويس اطلاعاتي ايران است.
در همين حال، به گفته روزنامه آمريکايي واشينگتن تايمز، در اين گزارش آمده است که «سرويس جاسوسي ايران» در مناطقي چون «افغانستان، عراق، کويت، لبنان، آسياي مرکزي، آفريقا، اتريش، آذربايجان، کروآسي، فرانسه، گرجستان، آلمان، ترکيه، بريتانيا و قاره آمريکا، از جمله ايالات متحده آمريکا» حضور دارد.
روئِل گِرِکت، افسر پيشين سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا، سيا، که سال‌ها خطوط اطلاعاتي ايران در اروپا و خاورميانه را تحت نظر داشت، به سي‌ان‌ان گفته است که به باور وي از منظر امنيت ملي آمريکا «تروريسم» بزرگ‌ترين تهديد سازمان اطلاعاتي ايران براي ايالات متحده به شمار مي‌رود.
وي تأکيد کرده است که سازمان اطلاعاتي ايران با شبکه‌هاي تروريستي در ساير کشورها در ارتباط است و لذا لزوما نيازي ندارد دست به عمليات تروريستي بزند و مي‌تواند اين کار را به ديگران محول کند.
سايت فروم ايرانيان 6 ژانويه 2013”گزارش پنتاگون در باره وزارت اطلاعات و همکاري تريتا پارسي و ناياک با مأموران رژيم» – حسن داعي
http://iraniansforum.com/index.php/aarticles/474-2013-01-06-17-09-50
گزارش پنتاگون، خدابنده و سينگلتون را مآمور وزارت اطلاعات معرفي ميکند. شگفت آنکه، با اطلاع دولت آمريکا از اين امر، هر دوي آنان با تريتا پارسي همکاري ميکردند، ناياک برايشان در کنگره جلسه سخنراني گذاشت و با حمايت وزارت خارجه آمريکا، لابي مشترکي از طرف آنان براي دادن امتياز به رژيم آخوند-پاسدار براه افتاد
هفته گذشته، گزارش مشترک پنتاگون و چند آژانس ديگر دولت آمريکا در باره وزارت اطلاعات رژيم ايران منتشر شد. در اين گزارش، وزارت اطلاعات يکي از بزرگترين و فعال ترين سرويس هاي اطلاعاتي جهان معرفي شده و ضمن بررسي فعاليت هاي برون مرزي اين وزارتخانه، شيوه هاي يارگيري و نفوذ در ميان اپوزيسيون و جاسوسي در ميان آنها نيز مورد بررسي قرار گرفته است. اين گزارش 64 صفحه اي در نشريات انگليسي و فارسي انعکاس وسيعي يافته و نسخه کامل آن به زبان انگليسي در اين آدرس قرار دارد.
دراين گزارش، تصاوير مسعود خدابنده و همسرش آن سينگلتون چاپ شده و نامبردگان بعنوان جاسوسان وزارت اطلاعات معرفي گرديده و نحوه همکاري آنان با رژيم و فعاليت هاي آنان عليه مجاهدين خلق مورد بررسي قرار گرفته است (صفحه 27 و 28). در اين گزارش همچنين وبسايت هاي ايران اينترلينک، ايران ديده بان و هابيليان بعنوان سايت هاي وابسته به وزارت اطلاعات معرفي شده اند. (صفحه 41)
همکاري سازمان ناياک با ماموران وزارت اطلاعات
در سال 2007، پس از چاپ مقالات من در مورد لابي ناياک در آمريکا، وبسايت رسمي مسعود خدابنده يعني ايران اينترلينک، مقاله اي به قلم يکي از همکاران وزات اطلاعاتي خود بنام محمد حسن سبحاني منتشر کرد و من را وابسته به سازمان مجاهدين، تروريست، جنگ طلب و نوکر اين و آن خواند. اين مقاله مورد استفاده ناياک قرار گرفت تا در کارزار وسيعي که عليه من و ديگر منتقدان خود براه انداخته بود مورد استفاده قرار گيرد. دهها وبسايت وابسته به گروههاي مثلا صلح طلب و چپگراي آمريکائي نيز با تکيه به مقاله ايران اينترلينک، با حمله شخصي و دروغ سازي عليه من، به دفاع از ناياک برخاسته و اين سازمان را پرچمدار صلح و مخالفان ناياک را جنگ طلبان و نوکران اسرائيل خواندند. ناگفته نماند که صلح طلبان دروغين وطني مثل رضا فاني يزدي (توده اي) يا محمد سهميمي نيز سهم قابل توجهي در اشاعه دروغپراکني هاي ناياک و ماموران وزارات اطلاعت بر عليه من و ديگر منتقدان ناياک داشته اند.
در سال 2008، سازمان ناياک از من به دادگاه فدرال واشنگتن شکايت کرد تا با خرد کردن من زير بار مخارج دادگاه و شکست نهائي، مرا به درس عبرتي براي ديگر منتقدان ناياک تبديل کند. اين دادگاه که چهار سال و نيم بطول کشيد با شکست ناياک و تريتا پارسي پايان يافت و نامبردگان بدليل دروغگوئي و تقلب به جريمه مالي سنگيني محکوم شدند.
از همان آغاز دادگاه، سازمان ناياک با استفاده از نوشته هاي باند خدابنده و آن سينگلتون، مرا وابسته به سازمان مجاهدين معرفي کرد و با اين استدلال که مجاهدين خواهان جنگ با ايران هستند واز آنجائي که سازمان ناياک طرفدار صلح است بنابراين، حسن داعي از طرف مجاهدين مأمور شده تا ناياک را بدنام کرده و از صحنه سياسي حذف نمايد تا بدين ترتيب زمينه حمله به ايران فراهم شود!!
وکلاي من با شخصيت هاي حقوق بشري و سياسي شناخته شده انگلستان تماس گرفتند و همگي آنان بر ارتباط خدابنده، سينگلتون با وزارت اطلاعات رژيم تکيه داشتند. شهادت نامه اين شخصيت هاي انگليسي جزو اسناد دادگاه فدرال و بخشي از دفاعيات من است.
در جريان دادگاه معلوم شد که در سال 2008، تريتا پارسي يک جلسه سخنراني در کنگره آمريکا براي خدابنده و سينگلتون ترتيب داده بود و بليط مسافرت آنان نيز پرداخت شده بود اما وزارت امنيت آمريکا مداخله کرد و مانع ورود اين دو مأمور وزارت اطلاعات به هواپيمائي شد که از لندن به واشنگتن مي آمد.
از طرف ديگر، ايميل هاي بابک طالبي نفر شماره دوم ناياک نشان داد که محمد حسن سبحاني با ناياک رابطه داشت و کارزار دروغ عليه من را با هماهنگي يکديگر به پيش ميبردند.
لابي مشترک سازمان ناياک و ماموران وزارت اطلاعات با حمايت وزارت خارجه آمريکا
همکاري ناياک با خدابنده و سبحاني و مأموران وزارت اطلاعت بسيار فراتر و گسترده تر از تلاش آنان براي بدنام کردن من بود. از سال 2008 و پايان گرفتن رياست جمهوري جرج بوش، دو پرونده بسيار مهم يعني آينده عراق و پرونده هسته اي رژيم ايران روي ميز وزارت خارجه آمريکا و در نهايت رئيس جمهور بعدي اين کشور قرار گرفت.
آمريکا بدنبال خروج آرام و بدون دردسر از عراق بود و کمپاني هاي بزرگ نفتي نيز به آرامش سياسي براي بهره برداري از ميادين نفت و گاز اين کشور نياز داشتند. فاکتور اصلي در آرام سازي عراق نيز رژيم ايران و سپاه قدس بود. از اينرو، تعامل با رژيم ايران در دستور کار وزارت خارجه آمريکا قرار گرفت. حل مسئله هسته اي و پيدا کردن راههاي سازش با رژيم ايران نيز مشکل ديگر دولت آمريکا بود. براي حل اين مسئله نيز، تفاهم با رژيم مورد نياز بود. بنابراين، حل دو مشکل اصلي آمريکا يعني عراق و پرونده هسته اي از تفاهم با رژيم ميگذشت.
از اوائل سال 2008، پيدا کردن راههاي دوستي و ارائه ژست هاي حسن نيت به جمهوري اسلامي در دستور کار وزارت خارجه آمريکا قرار گرفت. مذاکرات پنهان با نمايندگان رژيم در اروپا شروع شد که هاشمي ثمره از طرف احمدي نژاد و علي باقري معاون سعيد جليلي در اين مذاکرات شرکت داشتند. تريتا پارسي دلال اصلي اين مذاکرات بود.
در مذاکرات آشکار و پنهان، رژيم ايران خواهان بستن قرار گاه اشرف در عراق و اخراج مجاهدين از اين کشور بود. اين، اولين شرط رژيم براي آرام سازي عراق و فراهم نمودن خروج بدون دردسر آمريکا از اين کشور بود. اما بستن قرار گاه اشرف و اخراج مجاهدين از عراق با توجه به آنکه دولت آمريکا به ساکنان قرار گاه اشرف تضمين کتبي براي حفظ جان آنان داده بود، کار ساده و بي هزينه اي نبود.
از سال 2008، سازمان ناياک و باند خدابنده يک لابي مشترک براي بدنام کردن مجاهدين در افکار عمومي آمريکا و آماده سازي برخورد با آنان را شروع کردند. سازمان ناياک در لابي خود در کنگره نيز، بستن قرار گاه اشرف را شرط اصلي دوستي با رژيم ايران و سازش هسته اي عنوان ميکرد. وزارت خارجه آمريکا پشتيبان اصلي ناياک در اين دوره بود تا ژست هاي حسن نيت لازم به رژيم ايران ارائه شود. جلسه سخنراني که تريتا پارسي براي خدابنده در کنگره ترتيب داد بخشي از اين کارزار بود که با دخالت برخي از نمايندگان و در نهايت وزارت امنيت آمريکا انجام نشد. از سال 2008 تا 2012، بخش مهمي از فعاليت هاي لابي سازمان ناياک معطوف به نگاه داشتن آنان در ليست تروريستي و بدنام کردن آنان نزد افکار عمومي بود. در اين چهارچوب، مسعود خدابنده و همکاران وي نقشي اساسي در تبليغات ناياک داشتند (بعنوان مثال، مصاحبه رادئويي ناياک با مسعود خدابنده)
دولت نوري المالکي نيز که با حمايت مستقيم رژيم ايران و همچنين تأييد دولت اوباما بر سر کار آمد، با احساس نظر مثبت آمريکا براي برخورد با مجاهدين، به قرار گاه اشرف حمله کرد و نزديک به 37 نفر از ساکنان را به قتل رساند. من در گزارش کوتاهي که در اين زمينه تهيه کردم، بخشي از اسناد لابي مشترک ناياک و خدابنده با حمايت وزارت خارجه آمريکا براي زمينه سازي بستن قرارگاه اشرف و برخورد با مجاهدين را در اختيار هموطنان قرار داده ام و در فرصت هاي بعدي، بخش هاي ديگري از اين اسناد را منتشر خواهم کرد.
گزارش کنوني پنتاگون نشان ميدهد که سرويس هاي اطلاعاتي آمريکا از رابطه خدابنده با رژيم ايران بخوي آگاهي داشته و همکاري تريتا پارسي با آنان را نيز زير نظر داشته اند. حمايت وزارت خارجه آمريکا از لابي ناياک در کنگره براي يافتن راه هاي حسن نيت با رژيم ايران بخوبي نشان ميدهد که لابي مماشات در آمريکا، دست وزارت اطلاعات رژيم و عوامل آنرا تا چه ميزان بازگذاشته و به آنان ميدان داده است.
راديو كوچه ۲۵ دي۱۳۹۱ دام جديد سازمان‌هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي، «جداشدگان مجاهدين، دردسر تازه سازمان‌هاي امنيتي اروپا»
http://radiokoocheh.com/article/195279
در گزارش اخير کنگره آمريکا، که در باره وزارت اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي، منتشر شد، در صفحات سي و پنجاه سه، به محکوميت”جهانگير.ش”اشاره شده است. بنا به گزارش کنگره آمريکا، اين خبر به همراه مدارک دادگاه پاريس در آوريل ٢٠١٢ زير عنوان”محکوميت دو تن از عوامل وزارت اطلاعات در دادگاه پاريس”در سايت راديو کوچه منتشر شده است.
در صفحه بيست و هفت گزارش مشترک چند نهاد آمريکايي، در باره وزارت اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي، که به تازگي در پايان ماه دسامبر ٢٠١٢ از سوي کنگره آمريکا منتشر شد، از شخصي به نام مسعود خدابنده و همسرانگليسي اش به نام آن سينگلتون، نام برده است، اين دو تن، متهم به ارتباط با جمهوري اسلامي شده اند.
خدابنده، در اغلب کنفرانس ها و تظاهرات اعضاي جدا شده از سازمان مجاهدين در پاريس و شهر هاي ديگر اروپا شرکت مي کند، وي بارها در کنار”جهانگير. ش”و”محمد حسين.س”ديده شده است. به نظر نمي رسد که خدا بنده! در راه خدا! به ياري اعضاي جدا شده از مجاهدين مي شتابد. خدابنده در اين گرد همايي ها از جايگاه ويژه اي برخوردار است.
در اروپا، تاکنون چند انجمن و سايت اينترنتي در پيوند با شبکه بالا شناسايي شده اند. انجمن نجات، ايران زنان، ايران فانوس، ايران اينترلينک، ايران سبز، ايران آريا، ايران قلم و… اين گروه در سال ٢٠٠٧ ميلادي، يک شبکه تلويزيوني اينترنتي نيز بر پا کرده است! روشن نيست هزينه اين انجمن ها، سايت ها، مسافرت ها، تظاهرات و اجاره سالن هاي کنفرانس و شبکه تلويزيوني،از چه منابعي تاًمين مي شود!
“محمد حسين. س”ظاهراً پناهنده سياسي در کشور آلمان است، او مسئول اداره بخشي از اعضاي جدا شده مجاهدين در کشور هاي آلمان، اتريش و هلند مي باشد، وي مرتباً در حال رفت و آمد به فرانسه، ترکيه و ديگر کشور هاي اروپايي مي باشد.”محمد حسين”پس از جدا شدن از مجاهدين به ايران رفت و سپس به عنوان پناهنده در کشور آلمان ساکن شد، وي نزديک به دو ماه پس از رخدادهاي جنبش سبز در تاريخ هفتم شهريور ماه ١٣٨٨، با خبرگزاري فارس وابسته به سپاه پاسداران مصاحبه کرده بود.
واكنش رژيم و سايت هاي وزارت اطلاعات و ماموران افشا شده در پي انتشار گزارش پنتاگون و افشاگري ايرانيان و انكار اين گزارش !
خبرآنلاين – ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ آوارگان پادگان اشرف نفوذيهاي تازه در ميان اپوزيسيون؟!

http://www.khabaronline.ir/detail/270774/

کيهان نوشت: پس از گزارش پنتاگون درباره فعاليت نيروهاي اطلاعاتي ايران، سرويس هاي جاسوسي اروپا نگران شبکه مأموران جمهوري اسلامي هستند که در ميان اپوزيسيون نفوذ کرده اند.
يک پايگاه اينترنتي وابسته به اپوزيسيون خارج نشين ضمن انتشار اين خبر مدعي شد شماري از اعضاي سازمان منافقين پس از خروج از پادگان اشرف به ايران رفته و از آنجا پس از توجيه توسط نهادهاي اطلاعاتي براي نفوذ در ميان اپوزيسيون به اروپا فرستاده شده اند.
وب سايت راديو کوچه با ذکر برخي اسامي اپوزيسيون و نفوذي خطاب کردن آنها نوشت: سازمان هاي اطلاعاتي کشورهاي اروپايي بايد با شبکه تازه اي از مأموران ايران دست و پنجه نرم کنند. اين شبکه از بخشي از عوامل جدا شده از سازمان مجاهدين خلق تشکيل شده است. با سازماندهي و گسترش اين شبکه اطلاعاتي- عملياتي در اروپا، جمهوري اسلامي قادر است که نه تنها در برابر سازمان مجاهدين، نيرويي کارآمد در اختيار داشته باشد، بلکه مي تواند از اين پس امنيت گروه هاي ديگر اپوزيسيون را بطور جدي به خطر بياندازد.
اين گزارش مي افزايد: نگراني از اين شبکه جديد رژيم در خارج کاملاً موجه به نظر مي رسد. بيشتر اعضاي پيشين سازمان مجاهدين در درازاي سال هاي گذشته در عراق، از آموزش هاي نظامي، چريکي، اطلاعاتي و امنيتي برخوردار بوده اند، اين جداشدگان پس از استخدام توسط جمهوري اسلامي بي ترديد مي توانند دردسرآفرين باشند.
گزارشگر اين وب سايت در ادامه با مرور برخي اسامي اپوزيسيون و متهم کردن آنها به اينکه مأمور وزارت اطلاعات هستند، نوشت: اين گروه در تجمعات مخالفان در خارج کشور به صورت کاملاً طبيعي اقدام به تهيه تصوير و گزارش و ارسال آن به ايران مي کنند. آنها گروه هايي را هم در پوشش کمک به پناهندگان درست کرده اند. شماري از اين افراد نيز ندانسته به خدمت وزارت اطلاعات درآمده اند. اين گروه داراي سايت و نشريه و شبکه و انجمن و گروه هستند.
راديو کوچه در پايان هشدار داده که «برپايي اپوزيسيون جعلي مي تواند کلاف سردرگم اپوزيسيون را بيشتر سردرگم کند».
سايت ايران اينترلينك ( از سايت هاي افشا شده در گزارش پنتاگون) 16 ژانويه”کينه توزي و نفرت نسبت به جداشدگان عامل حفظ وحدت در درون تشکيلات مجاهدين خلق مي شود…» -… بهار ايراني( يك مهره اطلاعاتي )
«اين روزها و همزمان با انتشار گزارش پنتاگون درباره وزارت اطلاعات ايران، هجمه دوباره و سنگيني عليه برادران خدابنده (ابراهيم و مسعود) و همچنين آن سينگلتون همسر مسعود خدابنده که هر سه پيشتر از اعضاي رده بالا و فعال و تاثيرگذار در بخش روابط خارجي يا همان ديپلوماسي انقلابي!! سازمان بوده، براه افتاده است. آنچه حاصل شده، براه افتادن توپخانه مجاهدين عليه جداشدگان و تکرار اتهامات گذشته در رابطه با اين افراد است. نقطه کانوني اين نوشته ها همچون گذشته و اينبار با تاکيد مضاعف بر القاي وابستگي و نفرت پراکني و کينه توزي توامان عليه اين سه نفر و جمهوري اسلامي است. به گونه اي که نويسندگان هيچ مرز و تفاوتي ميان اين افراد و جمهوري اسلامي قائل نمي شوند. انگيزه اين يادداشت پرداختن به اين موضوع است که چرا مجاهدين اعضاي جداشده از خود را همطراز و در صف دشمن استراتژيکي خود يعني جمهوري اسلامي قرار مي دهند…. بطور مشخص نمود عيني آن را مي توان در همسان سازي منتقدين دروني با دشمنان استراتژيک بيروني مشاهده کرد. اين در حالي است که بسياري از اين جداشدگان پس از خروج از تشکيلات مجاهدين، کماکان بر عناد و مرزبندي خود با همان دشمنان استراتژيکي مجاهدين که در اينجا و بطور مشخص در مرزبندي و ضرورت براندازي جمهوري اسلامي نمود پيدا مي کند، تاکيد و ابرام دارند. اما از آنجا که مجاهدين شاخص ضديت با جمهوري اسلامي را در دوري و نزديکي با خود تعريف مي کنند، در نتيجه کينه توزي و نفرت خود از اعضاي جداشده را با کينه توزي و دشمني با جمهوري اسلامي همطراز مي کنند. در درون تشکيلات به همان اندازه که بر نفرت از جمهوري اسلامي تاکيد دارند، در تنظيم رابطه با اين افراد نيز بر چنين موضع و رابطه اي تاکيد دارند.”
سايت ايران ديدبان( از سايت هاي وزارت ا طلاعات افشا شده در گزارش پنتاگون) 16ژانويه”شبکه هاي اجتماعي و تاخت و تاز بي حاصل مجاهدين» – سيدحجت سيداسماعيلي
سازمان مجاهدين به شبکه هاي اجتماعي بويژه فيسبوک روي آورده و با راه اندازي انواع و اقسام سايت ها و وبلاگ هاي بي نام و نشان و کمپين هاي رنگارنگ در صدد بدست آوردن چيزي هستند که سالهاي سال است که آنرا از دست داده است. عدم مشروعيت مجاهدين در جامعه ايراني…هيچکدام از فعاليت هاي علني مجاهدين در زمينه تبليغات به نفع اين گروه، از جمله برنامه «سيماي آزادي» – تلويزيون ماهواره اي، و انواع و اقسام سايت هاي علني ديگر و البته پر هزينه اين تشکيلات، نه تنها تضادي از مجاهدين در اين زمينه حل نکرده است… بنابراين مجاهدين تنها اعتبار و مشروعيت خود را نه در حمايت هاي واقعي مردم، بلکه در لابلاي گزارشات سازمان هاي اطلاعاتي غربي از جمله گزارش اخير پنتاگون و حاميان استيجاري شان جستجو ميکنند و مجموعه اين عوامل باعث شده است مجاهدين با فريبکاري تمام به شبکه هاي اجتماعي از جمله فيسبوک و البته با نام هاي مستعار و حتي بدون هويت روي آورده و در صدد انقلابي فيسبوکي در ايران باشند؟ !
سايت ايران اينترلينك( از سايت هاي افشا شده در گزارش پنتاگون) 16 ژانويه”افشاگري در باره جعليات و «دروغ پنتاگوني رجوي» بر عليه جداشدگان و ايرانيان آزاده”- نامه انجمن آريا( از انجمنهاي پوششي وزارت اطلاعات افشا شده در گزارش پنتاگون- گرداننده اين انجمن جهانگير شادانلو است)
«خانم ها،آقايان، روساي محترم، تلاش سازمان مجاهدين خلق به رهبري مسعود و مريم رجوي از اورسوراواز فرانسه،براي ترور اخلاقي و سرکوب ايرانيان آزاده و جداشدگان از ابتداي سال ۲۰۱۳ ميلادي ابعاد وسيع و چشم گيري به خود گرفته است.مجاهدين با القا کردن همکاري ايرانيان موثر و جداشدگان خود با وزارت اطلاعات ايران،در صدد است آنها را با فعاليت هاي تروريستي مرتبط نموده و با بسيج نمودن لابي هاي اروپايي،قربانيان خود را زمين زده و ذبح نمايد.

نمونه جديد از اين دست شيادي ها،افسانه اي بنام «گزارش پنتاگون و کنگره آمريکا در باره شبکه هاي وزارت اطلاعات ايران» است.که از اساس دروغ بوده و از طرف پنتاگون و کنگره آمريکا چنين گزارشي نه تهيه شده و نه منتشر گرديده است!
اما سازمان مجاهدين که مرکز رهبري تروريسم آن در اورسوراواز فرانسه مستقر است،با چند رشته دروغ پردازي تلاش نمود گزارشي با امضاي جعلي پنتاگون منتشر نموده و آن گزارش موهوم را با هزينه زياد و از طريق لابي هاي خود بنام«پنتاگون و کنگره آمريکا» جا بزند….
از اين رو همزمان با تبليغات فراوان بر عليه ايرانيان آزاده،منتقدين و جداشدگان،لابي هاي اروپايي خود را بسيج نمود تا آنها با استناد به همان گزارش واهي که تحت نام «گزارش پنتاگون،کنگره و وزارت امورخارجه آمريکا» جعل شده،از کشورهاي اروپايي و سيستم هاي امنيتي بخواهند که منتقدين و جداشدگان را تحت نام جعلي اعضاي وزارت اطلاعات اخراج کرده و انجمن ها و نشريات شان را تعطيل نمايند…. با تحقيقات چند روز گذشته در آمريکا،انگلستان،آلمان،فرانسه، بلژيک و …،روشن شد اسنادي که رجوي و لابي هايش از آن ياد مي کنند،يک کپي تکراري از جعليات چند سال گذشته بر عليه جداشدگان، ايرانيان آزاده و اعضاي اوپوزيسيون خارجه نشين است که تا کنون با عناوين تقلبي گوناگون در کشورهاي مختلف بنام سازمان مجاهدين خلق،شوراي ملي مقاومت،تعدادي انجمن و کميته وابسته به مجاهدين چاپ شده و تبليغات فراواني نيز در سايت ها و تلويزيون مجاهدين روي آن صورت گرفته است.”
.سايت ايران اينترلينك 17 ژانويه”بيانيه جعلي پنتاگون و آشي که مجاهدين خلق هم ميزنند»
بهزاد عليشاهي، وبلاگ حسن زبل،… هراز گاهي سازمان فيلي از اين دست هوا ميکند گاه خودش کتاب مينويسد و گاه براي کساني مثل ايوبونه همان کتاب را مينويسد گاه هم همان کتاب را به پارلمانترهاي انگليسي ميدهد و گاه از قول کنگره و پنتاگون همان را بازگو ميکند، خلاصه سالهاست که وبلاگ من و نام و نشان مابقي جداشدگان وسايت هايشان را به دست گرفته و ميچرخاند بي آنکه نتيجه اي گرفته باشد.
آنکه براي جامعه اروپايي خطرناک است البته مجاهدينند و اين را پنتاگون و مابقي سازمانهاي اطلاعاتي اروپا هم ميدانند…اما برگي که امروز به مصداق چنگ زدن غريق به هر خس و خاشاگ به آن چنگ زده اند بيانه اي است که ميگويند پنتاگون صادر کرده اما جاي لينک سايت و منبع گم است و بغير از منابع مجاهدين جاي ديگري نميشود ردي از آن پيدا کرد، البته پنتاگون در تمام درگيريهايي که در يک دهه اخير در کل جهان وجود داشته و دارد تاکنون برعليه کسي يا جرياني اطلاعيه و بيانيه نداده است،… هراس افکني از جداشده ها و منتسب کردنشان به مزدوري براي مجاهدين ميتواند اين دلخوشي را به همراه داشته باشد که دولت هاي غربي مانع ورود افراد جداشده يا مجاهدين ليبرتي نشين به اروپا و آمريکا بشوند، و از اين طريق کماکان اقامتشان در عراق استمرار پيدا کرده و کماکان فرقه خودشان را حفظ کنند.
سايت ايران اينترلينك( افشا شده در گزارش پنتاگون) 17 ژانويه”ترفندهاي حقيرانه براي برون رفت از بحران»-
حامد صرافپور، طي هفته هاي گذشته که فرقه مجاهدين از همه سو زير ضرب قرار گرفته و افشاگريهاي جداشدگان شخص مسعود رجوي و نيز مريم قجرعضدانلو را بشدت بي آبرو کرده و مورد ننگ و نفرت هموطنان قرار داده است، سران فرقه تنها راه چاره را در ايجاد بحرانهاي خارجي و حمله و هجوم به منتقدين و جداشدگان يافته و از آنجايي که گفته هايشان عليه جداشدگان در بين ايرانيان کارآيي نداشته و به تمسخر گرفته شده است، به طرز عجولانه و مفتضحانه اي تلاش مي کنند ياوه هاي پيشين خود را در قالب «گزارش وزارت دفاع آمريکا» مشروع و رسمي جلوه داده و به خورد ايرانياني بدهند که بشدت از آنان منزجر اند….
در اين راستا بزرگترين فيلي که توانست هوا کند تا به زعم خود عليه جداشدگان بکار گيرد، جا دادن مجموعه اي از مطالب فسيل شده در سايتهايش به درون گزارشي با عنوان و اسم پنتاگون بود. اينکار البته توسط لابيهاي فرقه که براي کوچکترين کاري دهها هزار دلار دستمزد مي گيرند انجام شد، گزارشي که هيچگونه جنبه قانوني و اجرايي ندارد و به گفته ي يکي از مقامات آمريکايي صرفاً لينکي به سايتهاي مجاهدين بوده است که بعيد است حتا سال ديگر هم انتشار يابد.
از آن پس هموطنان مشاهده کردند که حمله و هجوم بي سابقه ي رسانه هاي مختلف مجاهدين عليه جداشدگان به طرز هيستريک و ديوانه واري آغاز گرديد. حملاتي که از فيسبوک تا سايتهاي رسمي و تلويزيون ماهواره اي مجاهدين را در بر مي گرفت و امروز بعد از دو هفته کاملاً روشن شده که رجوي روي اين مسئله سرمايه گذاري هاي کلان کرده بوده است. جالب اينجاست که سايت اصلي مجاهدين اين خبر را ديرتر از بقيه سايتها و خبرگزاريها انتشار داد تا آبشخور اصلي اين گزارش برجسته نشود، اما حمله و هجوم بي سابقه هواداران اين فرقه (که هرکدام با دهها آيدي مختلف در فيسبوک ظاهر مي شوند) و انبوه سايتهاي پوششي آنها بخوبي ترفند رسواي رجوي را افشا نمود که هدف از وارد کردن چنين گزارشي در وزارت دفاع آمريکا چيزي جز تخريب جداشدگان و منتقدان که اکنون بزرگترين چالش پيش روي وي مي باشند نبوده است.
از اين پس مي توان در سايتهاي مختلف و با عناوين مختلف (از جمله به اسم شوراي ملي مقاومت) مطالب گوناگوني به همراه عکسهاي مختلف جداشدگان را مشاهده نمود که تماماً ناشي از درماندگي و واماندگي رجوي در برابر افشاگريهاي کوبنده منتقدانش مي باشد…. رجوي به موازات مقابله و هجوم به منتقدان و جداشدگان، ترفندهاي ديگري نيز براي ايجاد تنش بين ايران و ديگر کشورها در پيش گرفته است تا بحرانهاي داخلي خود را به هر شکل ممکن بپوشاند و تحت الشعاع آن قرار دهد. از جمله مي توان به حوادث اخير در عراق اشاره نمود که وي از اعتراضات موجود عليه دولت مالکي بهره برداري کرده و تعدادي از کارگران عراقي (که از دوران صدام حسين حقوق بگير مجاهدين هستند) و تعدادي از بعثيهاي هوادار صدام حسين (که پس از سقوط او حقوق بگير رجوي شدند) را به مراکز تجمع مردم معترض مي فرستد تا با آتش زدن پرچم ايران و دادن شعارهايي عليه جمهوري اسلامي از يک طرف مردم را تحريک و جذب خود کنند تا جريان را به نفع مجاهدين سمت و سو دهند و از سويي چنين بنمايانند که گويي همه مردم در آن تجمعات به آنجا آمده اند تا عليه ايران شورش کنند! عکسهايي که از تظاهراتها انتشار يافته بخوبي نمايانگر همين واقعيت است که جز تعدادي انگشت شمار که جلوي دوربين عکاسي خودشان ژست گرفته اند، ديگر مردم سرگرم اعتراضات به حق خودشان مي باشند.
علاوه بر اينگونه نمايشهاي مفتضح نسبت دادن برخي عملياتهاي تروريستي چند روز گذشته به نوري مالکي نيز بخشي از اين ترفند مخرب و مفتضح است تا ضمن تخريب چهره نوري مالکي و دامن زدن به تضادهاي قومي و مذهبي، به نوعي جمهوري اسلامي را نيز به دليل حمايت از مالکي به چالش بکشانند. بمبگذاري روز گذشته در کرکوک از اين نمونه ترفندها مي باشد. با توجه به انواع عمليات تروريستي که رجوي با کمک افرادي چون طارق الهاشمي و بعثي ها در عراق انجام مي داد تا به حجم تنشها بيفزايد و خود را از زير فشار بيرون بکشاند، بعيد نيست اين عمليات تروريستي نيز با کمک همين فرقه انجام گرفته باشد تا به فضاي تنش در عراق بيفزايند و موجبات سقوط مالکي را فراهم کنند….
ترفند ديگر رجوي براي ايجاد بحران در منطقه و برافروختن شعله هاي جنگ عليه ايران، بکار گيري افرادي از بخش قضايي در جهت نسبت دادن ترور اخير سه زن کرد اهل ترکيه به جمهوري اسلامي است!. «سنابرق زاهدي» از سران فرقه مقاله اي در مورد ترور سه زن کرد در فرانسه نوشته و طي آن با استدلالهاي بي پايه و اساس…آنرا به جمهوري اسلامي نسبت داده است. اين در حالي است که برخي از مفسران معتبر جهاني چنين تفسير نموده اند که چنين عملي دور از چشم دولت فرانسه نمي توانسته انجام گيرد…. طبيعي است اينکار براي فرار از يک واقعيت تلخ بايد باشد و ضمن اينکه هدف از آن زير ضرب بردن هرچه بيشتر جمهوري اسلامي براي به جنگ کشاندن ايران است، مي تواند به نوعي بدر بردن دولت ترکيه باشد. اما سوآلي که پيش مي آيد اينکه چه تضميني هست که خود مجاهدين در اينکار با ترکيه همدست نشده باشند؟ چون اين زنان اتفاقاً کساني بوده اند که ضمن مخالفت با مبارزه مسلحانه در مسير مسالمت آميزي گام بر مي داشته اند که با خواسته هاي مريم رجوي در تضاد است… نسبت دادن اينکار به جمهوري اسلامي به موازات نسبت دادن مواردي چون بمبگذاري هاي کرکوک و ترور يکي از نمايندگان مجلس به نوري مالکي و حمله و هجوم بي سابقه به جداشدگان نشانگر چه چيزي جز يک بحران هويتي در درون مناسبات فرقه رجوي است…
سايت ايران اينترلينك 19 ژانويه”دست به دامان شدن پنتاگون»
«مدتي است که تلويزيون سيماي فرقه و سايتهاي ريزه و درشت وابسته به مرکز ترور در قلعه مخوف اورسواز با علم کردن يک برگه جعلي.که در قلعه اورسواز طرحي شده و هدف از ان خراب کردن چهره جداشدها و منتقدين و ناراضيان اين سازمان است… براي گرفتن انتقام از جداشد ه ها به دامان سياست بازان و ژنرالها ي بازنشسته امريکاي پناه مي برند و با پرداحت روشوهاي ميليوني به نشر اکاذيب از طرف انها براي تبليغات خود وعقب نماندن از قافله روي اوردن
غفور فتاحيان انجمن ياران ايران ۱۸/۱/۲۰۱۳ پاريس»
پارسا سرُبي مردم تي وي 18 ژانويه 2013 دروغ ومدرک سازي سازمان مجاهدين بر عليه جداشده ها و شادانلو اين بار با نام پنتاگون»
http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=s0oJRXpKw9M
سُربي كه توسط شادانلو براي وزارت اطلاعات خريداري شده هم اكنون يكي از سرويس دهندگان به ماموران وزارت اطلاعات مي باشد و توسط ايرانيان مخالف بويژه هواداران مجاهدين همراه با ماموران افشا شده وزارت اطلاعات افشا شده است.
سايت ايران اينترلينك 20 ژانويه”جهانگير شادانلو: دروغ ومدرک سازي سازمان مجاهدين بر عليه جداشده ها و من اين بار با نام پنتاگون» مردم تي وي، نوزدهم ژانويه 2013
«… نوشته خودشان را سند قرار ميدهند و به همان نوشته خودشان دوباره اشاره مي کنند و باز تکرار تکرار که البته همه از اول دروغ بوده. البته خيلي ها هم الان متوجه شده اند و خوشبختانه من هيچ کجا به غير از نشريه مجاهدين و سايتهايي که مربوط به اينها باشد با يکي دو تا تلويزيوني که با اينها کار مي کنند نديده ام که جايي اين دروغها را پخش کرده باشند. و البته ما هم دنبالش کرديم و ديديم و متوجه شديم که همچين چيزي وجود نداره. البته دوستاني هم ميگفتند که الان موقع اتحاد است و اين کاري که انجام داده ايد خوب نيست. گفتم ما يک بار اين اتحاد را کرديم سال 57 و کلاه بزرگي رفت سر ما و ملت ايران و کافي است اين. آن موقع هم همه با هم شديم و همه چيز را کنار گذاشتيم و گفتيم مي رويم و بعد آنجا تکليف مشخص مي شود و…
سايت ايران اينتر لينك 19 ژانويه – سيد امير موثقي، کانون آوا «در روزها و هفته هاي گذشته فرقه ترو ريستي رجوي برعليه اعضا و منتقدين جدا شده ورق پاره هاي پنتاگون به ميان کشيده و هياهوي تبليغاتي براه» انداخته اند.
سايت ايران اينترلينك 2 19 ژانويه”«اطلاعية سراسر دروغ و تهمتهاي ساختگي آخوند پسند عليه من در سوزش از ورود من به فرانسه» – قربانعلي حسين نژاد (مامور نورسيده به پاريس)
…اين اطلاعيه بارديگر به ياوۀ تکراري بيانية جعلي پنتاگون و کنگرۀ آمريکا عليه مخالفان فرقة رجوي و جدا شدگان از اين فرقه پرداخته است در حاليکه مطلقا در سايت پنتاگون و کنگرۀ آمريکا چنان بيانيه اي عليه آقاي شادانلو و جدا شدگان از فرقة رجوي وجود ندارد و اين ارگانهاي آمريکايي مطلقا چنين بيانيه اي صادر نکرده اند و اين بيانيه کاملا ساختة دست رهبران پاريس نشين فرقة رجوي است که همه را به جز خودشان نادان و بي شعور پنداشته اند چرا که وزارت دفاع و پارلمان يک کشور آن هم آمريکا نمي آيد بيانيه اي بدهد که تماما نقل قول از يک کتاب نوشتة رهبران فرقة رجوي به اسم ايو بونه رئيس سابق سازمان اطلاعات فرانسه باشد و بدون تحقيق اسامي افرادي را ببرد آن هم به نقل از کتابي که مؤلفش را دادگاه فرانسه به جرم همان تهمتها محکوم کرده است.
سايت هابيليان ( از سايت هاي افشا شده در گزارش پنتاگون)20 ژانويه”يکي از عناصر سلطنت طلب فراري اعلام کرد سازمان منافقين براي ايجاد جو عدم اعتماد در اپوزيسيون، اعضاي جدا شده اين سازمان را نفوذي وزارت اطلاعات جلوه مي دهد.» – روزنامه کيهان يک‌شنبه، ۰۱ بهمن ۱۳۹۱، ۲۰ ژانويه ۲۰۱۳
به گزارش پايگاه اطلاع رساني هابيليانبه نقل از روزنامه کيهان، «داريوش-م» در پايگاه اينترنتي موسوم به «جبهه متحد جنبش سبز» مي نويسد: مدتي سازمان مجاهدين خلق اقدام به ايجاد جو شک و ترديد و بي اعتمادي در درون اپوزيسيون دموکرات ولي بسيار از هم پاشيده مي کند. سازمان مجاهدين (منافقين) روش هاي تروريستي را تبديل به هوچي گري و ترور شخصيت کرده اند. پيش از اين از سوي پنتاگون اعلام شد که جمهوري اسلامي حدود سي هزار تروريست در خارج کشور دارد که بخشي در گروههاي اپوزيسيون و به ظاهر به صورت مخالف رژيم ايران فعاليت مي کنند ولي فورا به تنها گروهي که هم پنتاگون و هم خود سازمان اشاره مي کنند اعضاي سابق و جدا شده هستند. سازماني ها به درستي تشخيص داده اند که بزرگترين افشاکننده دروغ هاي آنان همين اعضاي سابق مي باشند که با دست خالي و با وجود تمام حملات فيزيکي و ترور شخصيت از طرف مجاهدين کمر به افشاي چهره واقعي و کريه اين دار و دسته متعلق به مريم خانم بسته اند. حدس قريب به يقين من اين است که سر و صدا درباره جاسوسان رژيم با هدف سرکوب و بدنام کردن اعضاي سابق مي باشد وگرنه همه ما به اين واقعيت واقف هستيم که عوامل رژيم در ميان اپوزيسيون ايران رخنه کرده و با ايجاد جو عدم اعتماد به توليد اختلاف و جلوگيري از اتحادها مي پردازند.
لينك گزارش پنتاگون:
http://condemnedvoice.files.wordpress.com/2013/01/p-report-on-vejei.pdf

گزارش پنتاگون در باره فعاليتهاي سرويس جاسوسي رژيم ايران «افسانه» يا واقعيت؟

394919_137445973082317_1929109456_n

به دنبال انتشار گزارش پنتاگون در باره فعاليتهاي وزارت اطلاعات و افشاگري ايرانيان حول آن و درخواست اخراج ماموران وزارت اطلاعات از كشورهاي اروپايي ,وزارت اطلاعات و مامورانش در واكنشي ابلهانه و وقيحانه اين گزارش را دروغ و دست ساز مجاهدين ناميده و بعضا معترض به شغل واقعي خود شده اند! چيزي كه آنقدر عيان است كه نيازي به دليل و بُرهان ندارد. به نمونه اي از اين فرار به جلو توجه كنيد. جهانگير شادانلو گرداننده «انجمن آريا ايران» :
« افشاگري در باره جعليات و «دروغ پنتاگوني رجوي» بر عليه جداشدگان و ايرانيان آزاده »- نامه انجمن آريا به مراجع قانوني فرانسه و اتحاديه اروپا
خانم ها،آقايان, روساي محترم, تلاش سازمان مجاهدين خلق به رهبري مسعود و مريم رجوي از اورسوراواز فرانسه،براي ترور اخلاقي و سرکوب ايرانيان آزاده و جداشدگان از ابتداي سال ۲۰۱۳ ميلادي ابعاد وسيع و چشم گيري به خود گرفته است.مجاهدين با القا کردن همکاري ايرانيان موثر و جداشدگان خود با وزارت اطلاعات ايران ،در صدد است آنها را با فعاليت هاي تروريستي مرتبط نموده و با بسيج نمودن لابي هاي اروپايي،قربانيان خود را زمين زده و ذبح نمايد.
نمونه جديد از اين دست شيادي ها،افسانه اي بنام «گزارش پنتاگون و کنگره آمريکا در باره شبکه هاي وزارت اطلاعات ايران» است.که از اساس دروغ بوده و از طرف پنتاگون و کنگره آمريکا چنين گزارشي نه تهيه شده و نه منتشر گرديده است!
اما سازمان مجاهدين گزارشي با امضاي جعلي پنتاگون منتشر نموده و آن گزارش موهوم را با هزينه زياد و از طريق لابي هاي خود بنام«پنتاگون و کنگره آمريکا» جا بزند. »
لينك به گزارش پنتاگون :

http://condemnedvoice.files.wordpress.com/2013/01/p-report-on-vejei.pdf

در همين رابطه در سايت راديو كوچه چنين ميخوانيم:
”در صفحه بيست و هفت گزارش مشترک چند نهاد آمريکايي، در باره وزارت اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي، که به تازگي در پايان ماه دسامبر ٢٠١٢ از سوي کنگره آمريکا منتشر شد، از شخصي به نام مسعود خدابنده و همسرانگليسي اش به نام آن سينگلتون، نام برده است، اين دو تن، متهم به ارتباط با جمهوري اسلامي شده اند.
خدابنده، در اغلب کنفرانس ها و تظاهرات اعضاي جدا شده از سازمان مجاهدين در پاريس و شهر هاي ديگر اروپا شرکت مي کند، وي بارها در کنار ” جهانگير. ش ” و ” محمد حسين.س “ ديده شده است. به نظر نمي رسد که خدا بنده! در راه خدا! به ياري اعضاي جدا شده از مجاهدين مي شتابد. خدابنده در اين گرد همايي ها از جايگاه ويژه اي برخوردار است.”
در همين گزارش در باره شادانلو نوشته شده:
” جهانگير. ش ” در فرانسه، گروهي از اعضاي جدا شده از سازمان مجاهدين را به دور خود گرد آورده است، وي مدعي است که مدير دو انجمن به اصطلاح فرهنگي و کمک به پناهجويان ايراني مي باشد، وي چند بار در مصاحبه هاي تلويزيوني اعتراف کرده که جدا شدگان مجاهدين با وي در تماس مي باشند.
” جهانگير. ش ” در سال ٢٠٠٩ ميلادي در کتابي به زبان فرانسه، به قلم، ايو بونه، رئيس پيشين ضد جاسوسي فرانسه زير عنوان « واواک در خدمت آيت الله ها» انتشار يافت ، به همراه چند تن ديگر،متهم به همکاري با وزارت اطلاعات رژيم اسلامي شد. او عليه نويسنده کتاب و ناشر به دادگاه پاريس شکايت کرد، ولي دادگاه شکايت هاي وي را رد کرد.
” جهانگير. ش ” درهمه جا ادعا مي کند، در دادگاه پيروز شده است، او نگران است که با افشا شدن محکوميت اش در دادگاه پاريس، ديگر نتواند پناهجويان و مجاهدين جدا شده را به دور خود گرد آورد.
در نامه زير، ترجمه خلاصه اي از حکم دادگاه پاريس ديده مي شود، اين دستخط منتسب به ” جهانگير. ش ” مي باشد ، وي در اين نامه اعتراف مي کند که چه اتهاماتي به او نسبت داده اند و به پرداخت چه مبلغ جريمه محکوم شده است.
لينك به سند نامه دستنويس شادانلو
http://radiokoocheh.com/article/195279

پناهنده سياسي يا مامور وزارت اطلاعات؟!

582386_137182629775318_1317670570_n
” محمد حسین. س ”( سبحاني) ظاهراً پناهنده سیاسی در کشور آلمان است، او مسئول اداره بخشی از اعضای جدا شده مجاهدین در کشور های آلمان، اتریش و هلند می باشد، وی مرتباً در حال رفت و آمد به فرانسه، ترکیه و دیگر کشور های اروپایی می باشد.
” محمد حسین سبحاني ” پس از جدا شدن از مجاهدین به ایران رفت و سپس به عنوان پناهنده در کشور آلمان ساکن شد، وی نزدیک به دو ماه پس از رخدادهای جنبش سبز در تاریخ هفتم شهریور ماه ١٣٨٨، با خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران مصاحبه کرده بود.
منبع خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806060380
در صفحه بیست و هفت گزارش مشترک چند نهاد آمریکایی، در باره وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی، که به تازگی در پایان ماه دسامبر ٢٠١٢ از سوی کنگره آمریکا منتشر شد، از شخصی به نام مسعود خدابنده و همسرانگلیسی اش به نام آن سینگلتون، نام برده است، این دو تن، متهم به ارتباط با جمهوری اسلامی شده اند.
خدابنده، در اغلب کنفرانس ها و تظاهرات اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین در پاریس و شهر های دیگر اروپا شرکت می کند، وی بارها در کنار ” جهانگیر. ش ” و ” محمد حسین.س “ دیده شده است. به نظر نمی رسد که خدا بنده! در راه خدا! به یاری اعضای جدا شده از مجاهدین می شتابد. خدابنده در این گرد همایی ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
در اروپا، تاکنون چند انجمن و سایت اینترنتی در پیوند با شبکه بالا شناسایی شده اند. انجمن نجات، ایران زنان، ایران فانوس، ایران اینترلینک، ایران سبز، ایران آریا، ایران قلم و… این گروه در سال ٢٠٠٧ میلادی، یک شبکه تلویزیونی اینترنتی نیز بر پا کرده است! روشن نیست هزینه این انجمن ها، سایت ها، مسافرت ها، تظاهرات و اجاره سالن های کنفرانس و شبکه تلویزیونی ،از چه منابعی تاًمین می شود!
http://radiokoocheh.com/article/195279
با استناد به گزارش پنتاگون و ديگر گزارشهاي منتشر شده در باره فعاليت سرويس جاسوسي رژيم ايران و ماموران و مزدوران مرتبط با اين سرويس جاسوسي و ترور مي توان و بايد افشاگري و روشنگري نمود و براي اخراج ماموران و مزدوران وزارت اطلاعات اقدام كرد. اقدامي كه يك وظيفه ملي و مبارزاتي و انساني و حقوق بشري است. زيرا ماموراني امثال سبحاني و خدابنده و شادانلو و سينگلتون زمينه سازان و جاده صاف كنهاي ماشين آدم رُبايي و شكنجه و ترور رژيم ايران هستند.
براي مراجعه به گزارش پنتاگون به لينك زير مراجعه شود:
http://condemnedvoice.files.wordpress.com/2013/01/p-report-on-vejei.pdf

ایران ایستگاه های استراق سمع هوشمند را به کل خاورمیانه گسترش میدهد

217888_136863453140569_1572590223_n

وزارت دفاع آمریکا طی گزارشی ازافزایش ایستگاه های استراق سمع هوشمند ایران در خاورمیانه خبر داد.
در گزارش سازمان پشتیبانی مبارزه با تروریسم وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون در این باره آمده است: «سپاه پاسداران ایران با کمک سوریه ایستگاه های استراق سمع هوشمند برپا کرده است.
این گزارش اضافه می کند که ایران از سال 2006 به کمک سوریه دو ایستگاه شنود هوشمند، یکی در منطقه الجزیره در شمال سوریه و دیگری در بلندی های جولان کار گذاشته است.
گزارشهای مختلف در این زمینه حاکیست که هدف از این ایستگاه ها جمع آوری اطلاعات درباره اسرائیل به نفع حزب الله لبنان، متحد اصلی ایران در منطقه است.
ایران در نظر دارد با توسعه سیستم شنود هوشمند خود شرق مدیترانه و ترکیه و کل منطقه خاورمیانه را تحت پوشش قرار دهد.

احزاب مصر خواستار تحقيق در خصوص سفر مخفيانه پاسدار قاسم سليمانی شدند

394848_136546199838961_765756459_n

السياسه چاپ کويت از سفر مخفيانه پاسدار قاسم سليمانی سرکرده نيروی تروريستی قدس رژيم آخوندی به مصر خبر داد و نوشت احزاب اين کشور خواهان تحقيق در مورد سفر وی به قاهره شده اند.
طبق این گزارش محمد السادات رئيس ”حزب اصلاح و توسعه“ از دادستان خواستار تحقيق و افشای شرايط سفر مخفيانه قاسم سليمانی، فرمانده سپاه قدس رژيم ايران به قاهره شد. سفری که در ماه گذشته صورت گرفته و وی با مسئولان وابسته به گروه ”اخوان المسلمين“ در يکی از هتل های قاهره ديدار کرده است.
در ادامه همین گزارش آمده است ”ارگان امنيتی وابسته به نهاد رياست جمهوری در طی اين ملاقات يک حلقه امنيتی پيرامون اين هتل کشيده و از حضور نفرات پليس وابسته به وزارت کشور در هتل جلوگيری می کرد. در اين ديدار به طور خاص شيوه های سلطه بر ارگانهای امنيتی مصر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. بنابراين گزارش اين موضوع يکی از دلايل اصلی تغيير احمد جمال الدين، وزير کشور سابق مصر در تغييرات اخير کابينه بوده است“.

بازداشت دو نفر به اتهام ارسال » تجهیزات هسته‌ای «به ایران

226616_136139039879677_896108925_n

بازداشت دو نفر به اتهام ارسال » تجهیزات هسته‌ای «به ایران

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، تريلی حامل تجهيزات که در جاده شمال شهر «درانگو» در حال حرکت بود توسط ماموران اسپانيا متوقف شده و بعد از بررسی محموله، دو نفر بازداشت شده اند.گفته میشود در ميان محموله ضبط شده ۴۴ شير ساخته شده از آلياژ مخصوص و لوازم جانبی برای استفاده در صنايع هسته ای بوده است. همچنين اسناد صادرات اقلام ضبط شده به ايران، صورت حسابهای بانکی، لوازم جانبی پشتيبانی و اطلاعات کامپيوتری نيز توقيف شده است.

جنتي خطاب به رفسنجاني: گردن‌کلفت‌ها واژه انتخابات آزاد را به‌کار ‌مي‌برند

 

431329_135999126560335_967273330_n
احمد جنتي، در نمايش ‌جمعه امروز تهران با حمله به رفسنجاني ملجيك خميني ”انتخابات آزاد را رمز فتنه و شورش جديد عليه نظام” ناميد و وي را ” شكست خورده سياسي ” و يكي از آنهايي كه از همه گردن كلفت تر است” مورد خطاب قرارداد و گفت: «من نمي‌توانم افرادي که واژه انتخابات آزاد را مطرح مي‌کنند نام ببرم اما اين افراد شکست‌خورده‌هاي سياسي هستند. يکي از آنها که از همه گردن‌کلفت‌تر است مدت‌ها قبل اين موضوع را مطرح کرده و بقيه هم پشت سر او اين خط را دنبال کردند.»
احمد جنتي بدون نام بردن از رفسنجاني گفت: کساني حرف دشمنان خارجي نظام يعني «انتخابات آزاد» را تکرار مي‌کنند که خود را «مرد سياست» مي‌دانند و نقش بالايي در حکومت داشته‌اند. «فتنه‌گران بعد از فتنه ۸۸ و برپا کردن بلوا» صحبت از «انتخابات آزاد» مي‌کنند.

اعتراض ۷۵۰ فعال سیاسی به اعدامها در کردستان ایران

299067_135896149903966_949136880_n

گروهی از فعالان سیاسی همراه با نهادهای سیاسی – مدنی و خانواده های زندانیان سیاسی خواستار لغو حکم اعدام دو زندانی کرد، لقمان مردای و زانیار مرادی شده اند. این فعالان می‌گویند اعدام‌ها سیاسی و برای ایجاد رعب در کردستان هستند.
زانیار و لقمان مرادی، سه سال است که به اتهام قتل فرزند امام جمعه مریوان در بندند.آنها در مریوان دستگیر شدند و پس اطلاع از حکم اعدام نوشتند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده و هیچ نقشی در ترور فرزند امام جمعه مریوان نداشته بوده‌اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر از قول اقبال مردای، پدر زانیارنوشته است که روز یکشنبه ۱۷ دی ماه این دو زندانی به مکان نامعلومی منتقل شده اند و از آن تاریخ هیچ خبری از آنها نیست.
پدر زانیار مردای به شدت نگران است و به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفته است که احتمال اجرای حکم اعدام این دو در روزهای آینده بسیار زیاد است. او می‌گوید به زانیار و لقمان مرادی هیچگاه امکان یک محاکمه عادلانه داده نشده است.
در اعتراض به حکم اعدام این دو، بیش از ۷۵۰ فعال سیاسی – مدنی و گروهی از خانواده‌های زندانیان سیاسی در نامه‌ای سرگشاده خواستار لغو احکام اعدام در کردستان شده‌اند. آنها نسبت به اجرای حکم اعدام زانیار و لقمان مردای و همچنین سرنوشت ۲۰ زندانی سیاسی کرد دیگر ابراز نگرانی شدید کرده‌اند.از جمله اسامی دیگری که در این نامه به آنها اشاره شده و در لیست اعدام هستند، علی و رزگار افشاری ، حبیبالله گلپری‌پوری است.
امضا کنندگان این نامه اعتراضی خواسته‌اند که اعدامها فورا قطع شود و ادامه این روش را اقدامی علیه وحدت ملی دانسته‌اند: «ما صدور حکم اعدام را ترویج و تشویق خشونت می شناسیم و درباره‌ی تاثیر بسیار مخرب آن بر شرایط سیاسی و انباشتن
خشم و نفرت در جامعه هشدار می دهیم. .»
آنها همچنین خواهان دیدار فوری احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل از مناطق کردنشین ایران و برگزاری دادگاه علنی و عادلانه زندانیان سیاسی کرد شده‌اند.
خانواده‌های زندانیان سیاسی کرد که این نامه را امضا کرده اند عبارتند از: علی و رزگار افشاری ، لقمان و زانیار مرادی ، شیرکو معارفی ، انور حسین پناهی ، ارسلان اولیایی ، مصطفی سلیمی ، رشید آخ کندی ، علی مرادی
پروندهای پیچیده
اقبال مرادی همچنین گفته است: «پرونده زانیار و لقمان یک پرونده پیچیده است و وزارت اطلاعات مثل شاکی خصوصی با زانیار و لقمان برخورد میکند چون میخواهد کسی را جایگزین قاتلان پسر امام جمعه معرفی کنند. همه مردم میدانند که خود کادر برجسته اداره اطلاعات این قتلهای زنجیره ای را انجام داده اند. بعد از اینکه این رسوایی را به بار آوردند و دستگیری کارمندان و اعتراف به بعضی از قتلها انجام شد، حالا میخواهند به هر ترتیبی که شده قتل پسر امام جمعه را به گردن زانیار و لقمان بیاندازند».
نقض مکرر حقوق کودکان، روزنامه‌نگاران و معلمان در ایران
نگرانی‌های اصلی فعالان حقوق بشر کودکانی که همراه مادرانشان در زندان هستند، میباشد. خانواده‌هایی که به دلیل روزنامه‌نگار بودن، فرزندانشان در خارج کشور مورد آزارهای امنیتی قرار می‌گیرند و زندانیانی که از حقوق اولیه محروم هستند.
اعدام، زندان و تشدید فشارها؛ وضعیت اهل سنت در ایران
منیره برادران، فعال حقوق بشر در آلمان و از زندانیان سیاسی سابق که دوره اعدامهای دسته جمعی دهه شصت را تجربه کرده به رادیو آلمان گفته است: « یافتن حقیقت پشت این ماجرای پیچیده تنها در یک تحقیقات عادلانه و دادگاهی عادلانه میسر است. ولی استفاده از اعدام برای ایجاد رعب و وحشت و فشاربر مردم، روشی است که بارها شاهد آن بوده‌ایم. این اعدامها پس از انتخابات سال ۸۸ دوباره به اهرمی برای سرکوب تبدیل شده و شاهد افزایش اعدام‌های بی‌رویه و در ملاء عام در موارد بسیاری بوده‌ایم. این اعدامها بویژه در سالهای اخیر فعالان کرد را هدف قرار داده است. دلیل آن هم روشن است. جمهوری اسلامی در کردستان نه با مقبولیت در میان مردم، بلکه تنها با ایجاد فشار و وحشت حکومت کرده است.»

كانديداي باراک اوباما براي وزارت دفاع سياست علني مماشات!

299611_134679886692259_1385179596_n

بنابه گزارش خبرگزاريها بارك اوباما رئيس جمهور آمريكا در صدد است چاک هيگل سناتور سابق و استاد دانشگاه فعلي را به عنوان کانديداي وزارت دفاع آمريکا به کنگره اين کشور معرفي کند
بنابه اين گزارشها , سناتورهاي جمهوري خواه تاکيد کرده اند که با نامزدي او سخت برخورد خواهند کرد
آقاي هيگل عليرغم اينکه عضو حزب جمهوريخواه است يکي از منتقدان جدي سياست هاي دولت اسرائيل بوده و به لايحه تحريم ها عليه رژيم ايران نيز راي منفي داده بود!
گفته مي شود , او اگر به وزارت دفاع برسد، از اولين وظايف او نظارت بر بيرون آوردن نيروهاي آمريکا از افغانستان و کاهش بودجه اين وزارتخانه خواهد بود , همچنين هيگل خواستار مذاکره مستقيم با رژيم ايران است و تحريم ها را بي اثر مي داند.
او به همراه 12 نماينده کنگره ديگر يک قطعنامه را که از اتحاديه اروپا مي خواست حزب الله لبنان را در ليست تروريسم خود قرار دهد ، راي منفي داد
اوباما چهار سال پيش او را با خود به عراق مي برد وگفت ما نظرات مشابهي در سياست خارجي داريم.

ترور يكي از بستگان محمد سعيد اربابي نماينده مجلس رژيم از ايرانشهر

393149_134668930026688_1442299668_n

به گزار ش العربيه ,پسر خاله محمد سعید اربابی نماینده مجلس رژيم از شهرستان های سرباز و ایرانشهر عصر روز یکشنبه توسط افراد ناشناس ترور شد.
بنابه اين گزارش وي هنگام رانندگی با خودروی شخصی خود در شهرستان سرباز توسط افراد ناشناس به ضرب گلوله کشته شد.
العربيه مي افزايد : در دو سال اخیرقتلهای مشکوکی در مناطق بلوچ نشین صورت گرفته و هیچ کس مسئولیت آنها را به عهده نگرفته است. برخی‌ از مخالفان ، رژیم ایران را به دست داشتن در این ترورها متهم می کنند و به گفته آنها این اقدام به هدف ایجاد تفرقه وناآرامی و کمک به ایجاد فضای رعب و وحشت انجام می شود.

استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق ناآرام در ایران است و طی سال های گذشته شاهد انفجارهای متعددی بوده است.

معلّم اخلاق بی. بی. سی، یا پاسدار سابق؟

524716_134462196714028_677431705_n

روز ۱۴ دی (۳ژانویه)، «سپاه انصارالحسین» (استان همدان) برای مقاله اکبر گنجی در سایت بی.بی.سی، دست مریزاد گفت و در سایتش نوشت: «گنجی در بی.بی.سی… ناخواسته به تعریف و تمجید از جمهوری اسلامی پرداخت» و از «عملکرد گروهک تروریستی منافقین» انتقاد کرد و «با طرح این سؤال که با گذشت چند سال چرا گروهک تروریستی منافقین حتی حاضر نیست کوچک‌ترین اطلاعاتی درباره زندگی و مرگ «رهبر مخفی» خود و محل زندگی او در اختیار مردم بگذارد، از عدم اعتماد مردم به منافقین … که … از هیچ سانسوری درباره اخبار خود دریغ نکرده و اوج دیکتاتوری ضد انقلاب سخن به میان آورد».
گنجی در مقاله مورد اشاره ـ «برتری اخلاقی اپوزیسیون بر جمهوری اسلامی؟» ـ در سایت بی.بی.سی به تاریخ ۱۰ آذر (۳۰ نوامبر) می گوید: سران رژیم جایشان مشخّص است, امّا مسعود رجوی کجاست؟
این تجسّس چه ارتباطی به دموکراسی دارد؟ کدام جنبش آزادیبخش به دشمن می گوید که رهبرش در کجا زندگی می کند؟ آیا یاسر عرفات که در بیروت در محاصره بود، به اسرائیلیها می گفتند او کجاست؟ در همان موقع چپ نماها و نوکران حافظ اسدِ قصّاب مشغول نوشتن همین نوع مقالات بودند. وضع امروز ایران را با سوییس اشتباه گرفتی, یا خودت را به نادانی می زنی یا با این تریبونهای مفت مشاعرت را از دست داده ای؟
مقاله اکبر گنجی را در سایت بی.بی.سی، مرور می کنیم که ببینیم آیا «تعریف و تمجید از جمهوری اسلامی» و انتقاد از عملکرد مجاهدین «ناخواسته» بوده یا ایشان برای به کرسی نشاندن همین منظور به خارج «ارسال» شده است؟
گنجی می گوید «شرط لازم اعتماد مردم به مخالفان» «برتری اخلاقی، آنها نسبت به رژیم است». آنها باید «در عمل» ثابت کنند که «…اگر جمهوری اسلامی فاسد است، آنان فاسد نیستند؛ اگر زمامداران سرکوبگر جمهوری اسلامی برای رسیدن به قدرت و حفظ آن هر کاری را مجاز می‌دانند، مخالفان تابع قواعد دموکراتیک ‌اند و برای رسیدن به قدرت هر عملی را مجاز نمی‌دانند. یعنی در عمل نشان می ‌دهند که «هدف وسیله را موجّه نمی‌سازد». نه تنها اهداف، که وسایل و روشها هم باید اخلاقاً موجّه باشند». بعد به عنوان یک «نمونه واقعی» سازمان مجاهدین را مثال می زند که « یکی از مهم‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی بوده و هست… هیچ یک از گروههای اپوزیسیون به اندازه آنان سازمان یافته نیست. هیچ یک از گروههای اپوزیسیون به اندازه آنان نمی‌تواند در یک روز، در یک شهر در خارج از ایران نیرو (ایرانی و غیر ایرانی) برای یک اجتماع گرد آورد… هیچ یک از گروههای اپوزیسیون در سطح این گروه با دولتهای خارجی در ارتباط نیست…»
گنجی «سازمان مجاهدین خلق را با رژیم جمهوری اسلامی… در چند مورد، مقایسه» می کند: «اول ـ گردش رهبری (خمینی، خامنه ای)؛ دوم ـ تغییر رئیس جمهوری، انتخابات جمهوری اسلامی دارای ده‌ها اشکال است، اما، اولاً: انتخاباتی است. ثانیاً: همه آن‌ها از نظر غیردموکراتیک بودن در یک سطح نبوده‌اند… (بر این اساس، باید از شورای نگهبان و شیخ احمد جنّتی قدردانی کنی و نصف جایزه را که به توداده اند با او تقسیم کنی)؛ سوم ـ آزادی و نقد (می گوید: «خمینی و خامنه ای در مواردی به اشتباهات خود اعتراف کرده اند». چراغ نور بالا به طرف بیت العنکبوت می زند. «خامنه ای اخیراً گفته است یکی از خطاهایی که خود ما کردیم این بوده که تحدید نسل از اواسط دهه ۷۰ به این طرف باید متوقّف می شد, مسئولان کشور در این باره اشتباه کردند و خود بنده هم سهیم هستم» اما، خامنه ای راجع به شکنجه و اعدامها نمی گوید اشتباه کرده است)؛ چهارم ـ حفظ قدرت به هر شرط؛ پنجم: برخورد با ناقدان و مخالفان»؛ ششم ـ نتیجه: سازمان مجاهدین خلق، به عنوان یکی از مهم‌ترین گروههای اپوزیسیون در کدام زمینه نسبت به رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی دارای برتری اخلاقی است؟». گنجی نتیجه می گیرد که «جمهوری اسلامی» در زمینه های پنجگانه «گردش رهبری؛ تغییر رئیس جمهور؛ آزادی و نقد؛ حفظ قدرت به هر شرط؛ برخورد با ناقدان و مخالفان» بر سازمان مجاهدین خلق برتری دارد و برای محکم کاری می پرسد: «اگر قیمت سرنگونی رژیم و به قدرت رسیدن مجاهدین، تحریمهای فلج کننده بلندمدت و مرگ کودکان و سالخوردگان ایران زمین باشد چه؟ اگر قیمت آن حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و کشته و زخمی شدن صد‌ها هزار تن و ویرانی زیرساختهای کشور باشد چه؟ اگر قیمت آن تبدیل ایران به سوریه کنونی باشد چه؟ اگر قیمت آن تجزیه ایران باشد چه؟» که معنی روشن آن این است که باید دامن همین رژیم جنایتکار را سفت چسبید و نگذاشت مجاهدین به قدرت برسند که در آن صورت کشور به فلاکتی می افتد که نگو و نپرس!
به این پاسدار دیروز و معلم اخلاق امروز! باید گفت: اگر این سواد و این تئوری و کلاسهای درس را از همان دورانی که پاسداری و «ذوب شدن در ولایت» می خواستی چند جلسه هم برای همپالکیهایت بگذاری که نیمه شبها به خانه های مردم برای دستگیری و اعدام نریزند. به قول معروف چراغی که به خانه رواست، به مسجد خارج از کشور حرام است. در دوران پاسداری مانند همه پاسداران و کمیته چی ها اگر دستت به مجاهدی می رسید ـ که بی تردید رسیده است ـ آنها را می کشتی. این نوشته ات به خوبی نشان می دهد که همان کینه پاسداری نسبت به مردم و مجاهدین خلق در تو باقی است و قصه تو همان است که بود, با این صغری کبری چیدنها می خواهی سرکوبهای وحشیانه مجاهدین خلق را موجّه جلوه دهی که تیشه به ریشه رژیم سرکوبگر زده اند و به روز سیاهش نشانده اند و گرنه، این همه توّاب اطلاعاتی در خارج چکار می کنند؟ انبوه مقاله و اخبار دروغ در رادیو تلویزیونها یا روی سایتهای معلوم الحال علیه مجاهدین خلق برای چیست؟ این همه خطبه نماز جمعه علیه مجاهدین و چوبه های دار و ترور و زندان و قمه کشیهای مالکی و لودرهای نفتخواران و لابیها برای چیست؟
طی این سالها برای ضربه زدن به مجاهدین خلق, ستون اصلی جنبش علیه ارتجاع, همه گونه رفتارهای ظالمانه را بر مجاهدین اِعمال کرده اید, امّا هیچکدام در عزم آنها خللی وارد نکرده است. هر ستمی علیه آنان عزمشان را جزمتر کرده است. مجاهدین خلق خمینی و ملاها را در سطح داخلی و بین المللی بی آینده و بی آبرو کرده اند. کاری بود کارستان و در برابر خدا و مردم و تاریخ سرافراز شدند. دست بسیاری از لابیها رو شد و نمی خواستند بگویند کجا هستند و با چه باندهایی علیه مردم تحت ستم می سازند. البته بد و بیراه هم دریافت می کردند که نتیجه افشاگریها بود و در مبارزه با ارتجاع نان و حلوا خیر نمی کنند. پول می دهند برنامه سازان و مقاله نویسها نانشان را در خون مردم می زنند و تا روزی که ملاهای قرون وسطایی در کاخها هستند ما با چنین دلالها و رمّالهایی رو به رو هستیم.
تو که خامنه ای را بر مجاهدین خلق ترجیح می دهی و حرف سعید امامی را تکرار می کنی که برانداز باید از صفحه روزگار حذف شود باید جواب بدهی که در این سالها چه کسی در قدرت بوده و چه کسانی مردم را به روز سیاه نشاندند؟ آیا مجاهدین خلق بر سر چاه نفت نشسته بودند که از آنها طلبکار شده ای، توقع داشتی بنشینند و تماشاچی این همه فجایعی باشند که بر سر مردم ایران آمده است و دست از پا خطا نکنند و مثل جنابعالی مجیزگوی خامنه ای جلاد باشند؟ وظیفه هر مبارز پاکباخته یی است که میز ملاها را درهم بریزد و نگذارد روضه خوان ها روزگار مردم را از این تیره تر کنند. مردم دوستی یعنی ستیز بی امان با جهل و جنون و جنایت و غیر از این هر چیز دیگری خاک پاشیدن بر چشم مردم است برای همین خوشخدمتیهایت به نظام ولایت فقیه است که هم جایزه می گیری و بی. بی. سی, ترا حلوا حلوا می کند. آیا وجدانهای بیدار در اروپا هم سرکوبگران را حلوا حلوا می کنند یا بعد از شصت سال به دنبال آنها برای محاکمه هستند تا حساب جنایتهایشان را پس بدهند؟
این خیالبافی ها از زبان یک پاسدار برای فرار از پاسخگویی است و توجیه جنایتهای ضدبشری انجام شده که می گوید اگر مخالفین هم در قدرت بودند وضعیت همین بود. این زبان آخوندی است که طلبکار به دنیا آمده است. از خلخالی پرسیده بودند که در دادگاههای چند دقیقه یی اگر بیگناهی را اعدام کردی چه می شود؟ گفته بود به بهشت می رود و اکبر گنجی می گوید ببخشید و فراموش کنید.
آیا در ذهن زنگارگرفته جنابعالی، اصلاح طلبان برتری اخلاقی دارند که از آمریکاییها تقاضای در لیست ماندن و سرکوب مجاهدین خلق را داشتند؟ چرا این مقایسه را با سبزها انجام نداده ای؟ آنها که هم در کشتارهای دهه شصت، در قدرت بودند و هم در خط امام. چرا این مقایسه را با بی.بی.سی، که با انها کار می کنی و برای مصاحبه با زندانیِ بریده به داخل رندان اوین می رود, انجام نداده ای؟
مجاهدین خلق نه در قدرت بودند و نه در خط امامی که تو در پشت آن سینه می زنی! مجاهدین خلق با کمک مردم بساط خامنه ای را به هم زده اند و آن جزیره ثبات بر روی آب روان است و بساط ظلم جور آخوندها را به هم خواهند زد و نمی گذارند همیشه دست و پا قطع کنند و بر مردم پابرهنه خدایی کنند.
خامنه ای با خواهش و تمنّا دست از کاخ نشینی و قدرت بادآورده نمی کشد و برای حفظ رژیمش دست به هر جنایتی می زند. در برابر چنین رژیم سفُاکی مردم حق دارند از خودشان دفاع کنند. اگر اربابان زر و زور خوششان نمی آید بدانند که مجاهد برای مبارزه کردن از کسی اجازه نمی گیرد. صدها بار تعزیه برای خاتمی به راه انداختند و مأمورین رنگارنگ را علیه مجاهدین خلق پای تریبون آورده اند و سینه چاک امثال احسان نراقی جاسوس سه جانبه بودند. احمد شاملو در باره بی. بی. سی, گفته بود: «حرامزاده ترین نوع سانسور» ! … و حق مطلب را ادا کرده بود.
خمینیِ جلّاد شاه خونخواری بود بیرحم و خدای حقّه بازی و کلک و خدعه و شگردهایش منحصر به فرد بود. در باره او باید صدها کتاب نوشت. او باعث سیه روزی مردم ایران شد و زندانهای مخوف او در تاریخ ایران ماندگار شد.
سی و سه سال پیش در چنین روزهایی خمینی در نوفل لوشاتو مشغول بود. روزی صدها خبرنگار را سر کار می گذاشت. منجی آزادیخواهی شده بود. وقتی می خواست مردم را به زنجیر ولایت فقیه بکشد می گقت آزادی هدیه الهی است، به همه خانه می دهیم, آب مجانی, برق مجانی. به این دل خوش نباشید، آخرتتان را هم آباد می کنیم. من طلبه بیش نیستم, به جای شاه نمی نشینم، به قم می روم و ارشاد می کنم. امّا وقتی به قدرت رسید گفت استغفار می کنم که از اول چرا چوبه های دار را بر سر چهارراهها برپانکردم و برپاکرد.
بفرمایید شما در آن دوران که چوبه های دار را برپا می کرد پاسدار چه کسی بودید؟ شما که حالا جای جلاد و قربانی با هم عوض کرده اید و یقه قربانیانی را که در محاصره دشمنان گوناگون هستند, گرفته اید و از آنها می خواهید که مخفیگاه رهبرتان را بگویید. باید پاسدار باشی که بتوانی با این گستاخی و بی شرمی قربانیان را در یک کفه ترازو بگذاری و دیکتاتور را در کفه دیگر، جلاد را بر قربانی ترجیح دهی!
آیا وقتی هیتلر فرانسه را اشغال کرده بود چنین مقایسه یی در رابطه با ژنرال دوگل انجام شده بود ؟ آیا در ایتالیا با موسولینی یا فرانکو در اسپانیا یا در شیلی پینوشه و… قربانیان را با جنایتکاران در یک ترازو قرار داده و نتیجه گرفته بودند آدمکشان دموکرات تر هستند. از کجا این سواد را آموخته ای و از کجا الهام گرفته ای؟ فکر می کنم این علم فقط در مکتب ولایت یافت می شود که از قربانی طلبکار هم می شوند.
باید پاسدار باشی که با این همه امکاناتی که «استکبار جهانی» در اختیارت گذاشته؛ در غرب، همان کسی که به دستور او قرارگاههای مجاهدین را بمباران شدند برای حفظ تو به خامنه ای اولتیماتوم داد و وقتی هم که با سلام و صلوات به دیار فرنگ آمدی، کدخدای ابرقدرت پیشین شرق، به تو جایزه انجمن قلم بین المللی را تقدیم کرد و همانها که آن فجایع ننگین را در ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ به بار آوردند و بانی لیستهای کذا و کذا در حق مجاهدین بودند، چه جایزه ها و مدالها که به تو ندادند و حالا جنابعالیِ «نه شرقی ـ نه غربی ـ جمهوری اسلامیِ» محبوب قدرتهای «استکباریِ» غرب و شرق، مجاهدینی را که از دست همان «جهاندارانِ» مماشات جو، صدها مصیبت و بلا بر سرشان آوار شده، «نوکر امپریالیستها» می نامی. واقعاٌ زهی بی شرمی و وقاحت که فقط از کهنه پاسدارهای خمینی گونه یی مثل جنابعالی برمی آید و لاغیر!
حسين اخوان توحيدي
یک‌شنبه، ۱۷ دی ۱۳۹۱ / ۰۶ ژانویه ۲۰۱۳